روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٩ - ترجمه
قال تعالى: وَ جَزٰاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهٰا [١]،و قوله: وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللّٰهُ [٢]،و اين را نظاير بسيار است و آنچه صورت خداع دارد از خداى تعالى به ايشان آن است كه ايشان را در دنيا فروگذاشته است.و حيات و قدرت و نعمت مىدهد و رسول را-عليه السّلام- فرموده است تا احكام مسلمانان بر ايشان مىراند به آنكه مىداند كه ايشان كافراند و امّا خداع ايشان در قيامت آن بود كه ايشان را فروگذارد تا در پى مؤمنان مىروند و عقبههاى قيامت مىبرند تا آنگه كه به در بهشت رسند چون خواهند كه در بهشت شوند [٣]زبنيكيان [٤]در ايشان رسند و ايشان را با دوزخ برند آنگه وصف كرد ايشان را در احوال و اوصاف ايشان.
وَ إِذٰا قٰامُوا إِلَى الصَّلاٰةِ قٰامُوا كُسٰالىٰ يُرٰاؤُنَ النّٰاسَ گفت چون به نماز برخيزند كسلانوار [٥]برخيزند و نيز براى رياى مردمان نماز كنند و اين صفت منافقان باشد كه آنچه كنند از عمل براى خدا [٦]كنند [٧]به ريا كنند براى آنكه ايشان اعتقاد ثواب و عقاب ندارند [٨]براى دفع مضرّت كنند چنان كه از عبد الكريم بن ابى العوجاء حكايت كردند [٩]كه كسى او را ديد [١٠]كه نماز نيكو مىكرد او را گفت اين مباين طريقۀ تو است گفت:عادة البلد و رياضة الجسد و حماية الاهل و الولد.گفت عادت شهر است و رياضت تن و حمايت اهل و ولد.
وَ لاٰ يَذْكُرُونَ اللّٰهَ إِلاّٰ قَلِيلاً ،و ذكر خداى نكنند مگر اندكى.جبّائى گفت:
مراد آن است كه از ايمان [١١]الّا تكبير احرام نكنند به آواز بلند تا مردمان بشنوند گمان برند كه ايشان نماز مىكنند.قتاده گفت:مراد آن است كه ذكرى كنند نه براى خداى لا جرم مقبول نباشد و هرچه خداى تعالى آن را قبول نكند آن اندك باشد و هرچه مقبول باشد از قبل خداى تعالى بسيار باشد.
[١] .سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ٤٠.
[٢] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٥٤.
[٣] .تب،مر:روند.
[٤] .تب:زبنيكان،وز:زبانكيان،آج،لب،مر:زبانيه،لت:زبانيان.
[٥] .مر:كاهلانه.
[٦] .وز:جزاى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:نكنند.
[٨] .وز+و.
[٩] .وز:كردن.
[١٠] .تب:مىديد.
[١١] .تب،آج،لب،مر،لت:نماز.