روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٧ - ترجمه
از خداى عزّ و جل بيابند [١]و طمع غنيمت كنند و گويند أ لم نكن معكم نه ما با شما بوديم و اگر دست،كافران را باشد و نصيب ظفر ايشان را بود گويند:أ لم نستحوذ عليكم [٢].يعنى منافقان كافران را،نه ما شما را خبر داديم به احوال و اسرار مسلمانان بر قول ابن جريح.
و سدّى گفت:معنى آن است كه أ لم نغلب عليكم،نه ما بر شما غالب بوديم.
يعنى درين باب نصيب بيشتر ما راست كه ما شما را جاسوسى [٣]كرديم و اطّلاع داديم بر احوال[٣٥٠-ر]مؤمنان.و اصل كلمه غلبه است و منه قوله: اِسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطٰانُ [٤]،اى غلب و اصل كلمه حاذ يحوذ باشد.قال العجاج يصف ثورا و كلابا:
يحوذهنّ و له حوذىّ
و روايت اصمعى و ابو عبيده به«زاء»است ازين باب نباشد و بر اين قاعده «احاذ»و«استحاذ»باشد و آنكه فعل بر اصل نهاد گفت:احوذ و استحوذ.قال لبيد فى صفة غير و اتن اذا اجتمعت فاحوذ جانبيها و اوردها على عوج طوال
اراد قوائمها و قيل اراد النخل [٥]الطّوال و معنى احوذ جانبيها لم يشذّ منها شىء و الأحوذ[ىّ] [٦]الرّجل الخفيف المنكمش فى الامور و قياس استحاذ باشد براى آنكه هرآن [٧]واوى مفتوح كه عين الفعل باشد و ما قبل او ساكن بود نقل حركت او با [٨]فاء الفعل كنند و آن واو را قلب كنند با الف كقولهم استحال [٩]و استبان و استنار و استعاذ و درين كلمه بر اصل رها كردهاند و مثله استنوق الجمل و استصوبت رأيه.
وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و نيز گويند كه ما شما را از مؤمنان حمايت كرديم به آنكه اطّلاع داديم بر اسرار ايشان و خذلان كرديم ايشان را و نصرت نكرديم تا شما [١٠]به اين چيزها بر ايشان ظفر يافتى [١١]و غالب شدى [١٢]حقتعالى گفت من كه
[١] .آج،لب،لت:بيايند،مر:بتابيد.
[٢] .آج،لب،مر+گويند.
[٣] .تب،آج،لب:جاسوس.
[٤] .سورۀ مجادله(٥٨)آيۀ ١٩.
[٥] .لت:النخيل.
[٦] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٧] .تب:اجوف،آج،لب:الف.
[٨] .آج،لب،مر:به.
[٩] .آج،لب،مر:استحان.
[١٠] .وز+را.
[١١] .تب،مر:يافتيد.
[١٢] .تب،مر:شديد.