روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٥ - ترجمه
نمىدانند كه عزّت و غلبه و منعت جمله خداى راست.و اصل كلمه از شدّت و صلابت است،و أرض عزاز،أى صلبة و تعزّز،أى تشدّد،و عزّ علىّ كذا،أى صعب، و منه قولهم:من عزّ بزّ،اى من غلب سلب.و آنچه نايافت باشد هم براى اين عزيز خوانند [١]آن را براى آنكه بر طالبش دشخوار [٢]و سخت باشد.
وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتٰابِ ،و بر شما كه مسلمانانى [٣]فروفرستادهاند در كتاب كه قرآن است. أَنْ إِذٰا سَمِعْتُمْ آيٰاتِ اللّٰهِ ،آنكه چون بشنوى آيات خداى تعالى كه به آن كفر مىآرند و استهزاء مىكنند، فَلاٰ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ ،با ايشان منشينيد [٤]در چنين حال تا آنگه كه آن حديث رها كنند و در حديثى ديگر شوند،جز آن.و آنچه خداى تعالى گفت پيش از اين بر شما فرستادهاند در كتاب،آن است كه در سورة الأنعام گفت من قوله تعالى: وَ إِذٰا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ [٥]-الآية،و اين آيت سورة الأنعام به مكّه آمد، [٦]به مدينه براى آن گفت.
وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتٰابِ ،مفسّران گفتند:سبب نزول هر دو آيت آن بود كه منافقان با جهودان و كافران بنشستندى و در قرآن طعن زدندى و بر مسلمانى و مسلمانان عيب كردندى،خداى تعالى اين آيت [٧]فرستاد و ايشان را-اعنى مسلمانان را-نهى كرد ازآنكه در حال به ايشان نشينند [٨].
ضحّاك روايت كرد از عبد اللّٰه عبّاس كه [٩]گفت:جملۀ محدثان و مبتدعان داخلند در آيت از عهد رسول-عليه السّلام-تا به روز قيامت.و كلبي روايت كرد از ابو صالح از عبد اللّٰه عبّاس كه او گفت:اين هر دو آيت منسوخ است بقوله: وَ مٰا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ [١٠]،أى يتّقون الشّرك و الاستهزاء،من حسابهم، أى من حساب الكفّار و المنافقين. وَ لٰكِنْ ذِكْرىٰ [١١]،أى ذكرهم. لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ [١٢]
[١] .مر:گويند.
[٢] .مر،لت:دشوار.
[٣] .تب،آج،لب،لت:مسلمانانيد،مر:بر شما مسلمانان.
[٤] .آج،لب:منشينى.
[٥] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٦٨.
[٦] .وز،تب،آج،لب،مر،لت+و اين آيت.
[٧] .وز،تب،آج،لب،لت:آيتها.
[٨] .كذا در اساس و مت،وز،تب:به ايشان نشينند،آج،لب:به ايشان بنشينند،مر:با ايشان بنشينند.
[٩] .آج،لب+او.
[١٢] [١١] [١٠] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٦٩.