روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٠ - ترجمه
كردند از راه خدا و دين مسلمانى به آنكه گفتند:اين محمّد نه آن است كه ما نعت و صفت او در كتب خواندهايم و اين [١]شكل و هيئت [٢]ندارد و اين وقت نيامده است [٣]تا مردمان رغبت نكنند [٤]به او و با دين او و آن جهودان بودند. قَدْ ضَلُّوا ضَلاٰلاً بَعِيداً ، ايشان در كفر و ضلالت [٥]و ذهاب از طريق حق دور برفتهاند و اين بر طريق مبالغت باشد.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا ،آنان كه كافر شدند و ظلم كردند هم [٦]كافر بودند و هم ظالم تا چنان باشد [٧]كه مع كفره قدرىّ.هم جهودانند [٨]به خدا و رسول كافر شدند و بر مردمان ظلم كردند. لَمْ يَكُنِ اللّٰهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ ،خداى تعالى ايشان را نيامرزد كه چنين وعده داد كه من كافران را نيامرزم و اين لام بيان كردم [٩]كه براى تأكيد نفي [١٠]باشد فى قول القائل:ما كنت لافعل كذا،يعنى از آنان نهام [١١]كه اين كنم. وَ لاٰ لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً ،و ايشان را هيچ راه ننماييد [١٢]يعنى راه بهشت و ثواب براى آنكه هدايت به راه ايمان سابق شده است بر سبيل عموم جملۀ مكلّفان را،و روا بود كه مراد آن باشد [١٣]كه با ايشان لطفى نكند كه عند آن ايمان آرند در مستقبل ايّام بعد [١٤]آنكه ساليان دراز بر كفر اصرار كردند و به الطاف متقدّم منتفع نشدند.و اين بر سبيل عقوبت باشد ايشان را و اين را خذلان گويند.
إِلاّٰ طَرِيقَ جَهَنَّمَ ،مگر راه دوزخ و ممكن است گفتن كه استثنا متّصل است براى آنكه در ظاهر آيت نفى عموم كرد در باب هدايت طريق،آنگه ره دوزخ را از آن استثنا كرد كه او راهى است از جملۀ راهها و روا بود كه منقطع گويند براى آنكه غرض آن است كه ايشان را هدايت نكند [١٥]هيچچيزى [١٦]و نفعى و ره دوزخ از آن
[١] .مر،لت:آن.
[٢] .تب:هيبت.
[٣] .آج،لب+كه.
[٤] .وز،آج،لب:بكنند.
[٥] .مر،لت:ضلال.
[٦] .آج،لب:همه.
[٧] .آج،لب،مر،لت:باشند.
[٨] .مر+كه.
[٩] .تب،مر:كرديم.
[١٠] .اساس،وز،مت:نبى،با توجه به تب تصحيح شد.
[١١] .مر:نيم.
[١٢] .وز،تب،آج،لب،مر،لت:ننمايد،مت:ننمايند.
[١٣] .آج،لب:بود،مر:باشند.
[١٤] .مر+از.
[١٥] .تب،آج،لب،مر،لت+به.
[١٦] .آج،لب:خيرى.