روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٨ - ترجمه
حاصل كردن الّا پس ازآنكه قواعد توحيد و عدل مقرّر كرده بودى [١]و آن جز به ادلّۀ عقل ممهّد نبود [٢].
دگر آنكه اگر حجّت نبودى خداى را بر خلقان الّا به بعثت رسل لازم آمدى كه حجّت بر رسول قائم نبودى الّا به رسولى [٣]دگر و كلام در رسول او چنان بودى كه كلام در او [٤]تا مؤدّى شدى با ما لا نهاية له از رسولان،رسولان.
اين جمله براى آن گفتيم [٥]تا بدانند كه بدين آيت استدلال [٦]نتوان كردن بر آنكه [٧]تكليف نيكو [٨]نباشد الّا پس [٩]بعثت انبياء، وَ كٰانَ اللّٰهُ عَزِيزاً حَكِيماً و خداى تعالى هميشه عزيز بوده است-قادر بر انتقام ازآنكه در [١٠]او [١١]عاصى شوند و ليكن [١٢]حكيم است و به وجه فرمايد چنان كه حكمت اقتضا كند چه تعجيل آنكس كند كه از فوت ترسد [١٣]لٰكِنِ اللّٰهُ يَشْهَدُ لكن را چون تخفيف كنند عمل او باطل شود.
گفت لكن خداى تعالى گواهى مىدهد بدان كه [١٤]فروفرستاده است به تو از كتاب قرآن و احكام شرع مسلمانى أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ ،و به گزاف نفرستاد به علم خود فرستاد به مصالح شما كه مكلّفانى [١٥]وَ الْمَلاٰئِكَةُ يَشْهَدُونَ ،و فرشتگان نيز گواهى [١٦]دهند و اين آيت نيز ردّ بر جهودان فرستاد كه گفتند: مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلىٰ بَشَرٍ [٣٥٧-پ] مِنْ شَيْءٍ [١٧]،خدا بر هيچ [١٨]آدمى چيزى نفرستاد.خداى تعالى گفت شما انكار مىكنيد كه خداى [١٩]كتاب فرستد [٢٠]از آسمان من كه خدايم گواهى مىدهم بر آنچه فرستادهام، بر رسول خود و فرشتگان با من گواهى مىدهند. وَ كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً ،و خداى [٢١]جلّ
[١] .مر:باشد.
[٢] .وز،تب،آج،لب،لت:نشود.
[٣] .وز،آج،لب،مر،لت:رسول.
[٤] .آج،لب،مر،لت:درو/در او.
[٥] .مر:گفتم.
[٦] .مر+نكنند.
[٧] .مر:براى.
[٨] .تب:نكو.
[٩] .مر:بعد از.
[١٠] .مر:آنان كه بر او.
[١١] .اساس:درو/در او.
[١٢] .وز،تب،آج،لب،مر،لت:لكن.
[١٣] .لب+به تو از كتاب.
[١٤] .مر:به آنكه.
[١٥] .تب،مر:مكلفانيد.
[١٦] .وز،تب،آج،لب،لت+مى.
[١٧] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٩١.
[١٨] .لب:خداى را هيچ.
[٢١] [١٩] .مر+تعالى.
[٢٠] .آج،لب،مر،لت:فرستاد.