روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٢ - ترجمه
بازدارندۀ خير بيدادگر متّهم [١].
آنكه كند با خداى خود خداى ديگر دراندازيد [٢]در عذاب سخت.
گويد همتاى او بار خدايا من او را طاغى نكردم و لكن بود در بىراهى دور.
گفت خصومت مكنيد به نزديك من و در پيش فگندم به شما ترسانيدن.
بدل نكنند سخن[نزد من] [٣]و نيستم من بيدادكننده بندگان را.
روزى كه گوييم دوزخ را [٤]پر شدى؟و گويد او زيادتى است؟ و نزديك كنند بهشت مر پرهيزگاران [٥]را نه دور.
اين آن است كه وعده داديم براى هر توبهكنندۀ نگاهدار.
هركه بترسد از خداى در خلوت و آيد به دلى توبهكار.
در شوى [٦]در بهشت سلامت،آن،روز جاويدانى باشد.
ايشان را باشد آنچه خواهند در آنجا و
[١] .آج:ستمكار به گمانكننده.
[٢] .آج:پس بيندازيد او را.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آج افزوده شد.
[٤] .آج+هيچ.
[٥] .آج:براى پرهيزگاران.
[٦] .آج:درآيند.