روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٩
بهشت درختى هست كه سوار تيزتك صد سال در سايۀ آن مىرود هنوز به آخر نرسيده باشد.
آنگه گفت:بخوانى اگر خواهى [١]وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ، وَ مٰاءٍ مَسْكُوبٍ ،اى مصبوب.يعنى آبى رونده كه هرگز منقطع نشود و نه در اخدود باشد [٢]بل بر روى زمين راست مىرود.مزاحم بن داود گفت:مرا برادرى بود صالح و حقّ مادر نكو نگاه داشتى با پيش [٣]خداى شود [٤].شبى در خوابش ديدم گفتم: [٥]برادر!مدّتى است كه مىخواهم تا بدانم كه تو در چهاى،اكنون در چهاى؟ [٦]گفت: فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ وَ مٰاءٍ مَسْكُوبٍ .
وَ فٰاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ ؛و ميوههاى بسيار، لا مقطوعة بالأزمان و لا ممنوعة بالأثمان؛به اوقات منقطع نشود و به بها ممتنع نشود نه آن بود كه وقتى باشد و وقتى نباشد [٧]چون ميوههاى [٨]دنيا و كس را از آن[١٣٤-ر]منع نكنند بههيچوجه [٩].بهشت سراى راحت و اباحت است در او [١٠]منع نبود از هرچه خواهند.
گفتند در او [١١]ديوارهاى دراز و درهاى بسته نبود و چنان كه در دنيا.گفتند به باز كردن منقطع نشود بل هرگه از او چيزى بگيرند مانند او پديد آيد بر او.و در خبر است كه رسول-عليه السلام-گفت هيچ ميوه از درختان بهشت باز نكنند [١٢]الّا و به جاى او دوچندان پديد آيد.
[١] .آج،آد،كا:بخوانيد اگر خواهيد.گا:ندارد.
[١٠] [٢] .آد،گا:رود.
[٣] .آد،گا:تا باجرار.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:شد.شود/شد،كه در متون قديم استعمال داشته است.
[٥] .آد،گا+اى.
[٦] .آج:كه تو در چه درجهاى؛آد،گا:كه تو در اين مقام در چه كارى؛كا:كه تو در چيستى،اكنون در چهاى،كه هيچكدام- به استوارى متن نيست.
[٧] .آد،كا،گا:نه.
[٨] .اساس،آج،كا:ميوها.
[٩] .آد،گا،كا+چه.
[١١] .گا:از او.
[١٢] .آد،گا:نچينند؛كا:بنچينند.