روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٦ - ترجمه
يعنى بالطّاعة [١]و اجتناب المعصية،و گفتند [٢]درياى حجّت و شبهت است.
بَيْنَهُمٰا بَرْزَخٌ ،از نظر در [٣]دليل. يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجٰانُ ؛علم و معرفت است به حق و صواب، فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكُمٰا تُكَذِّبٰانِ .
وَ لَهُ الْجَوٰارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلاٰمِ ،گفت:و او راست كشتيهاى بزرگ.«المنشئات»،حمزه و عاصم به روايت مفضّل خواندند:المنشئات به كسر «شين»،يعنى آن كشتيها انشاء مىكنند رفتن را،و باقى قرّاء«منشئات»خواندند:
به فتح«شين»برآن معنى كه كشتيهاست كرده ساخته[١١٠-ر]مبتدأ،حقتعالى هم بر سبيل تنبيه و تذكير نعمت گفت:او راست كشتيها [٤]ساخته مسخّر در دريا بهمانند كوهها و به قدرت او بر آب روان شدهاند [٥]، فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكُمٰا تُكَذِّبٰانِ .
كُلُّ مَنْ عَلَيْهٰا فٰانٍ ،آنگه در وعظ گرفت و گفت:هركه بر پشت زمين است فانى شوند [٦]،و مذهب درست آن است كه چون خداى تعالى خواهد كه عالم با فنا برد معنى [٧]بيافريند كه آن را فناء گويند لا فى محلّ تا همۀ موجودات [از] [٨]اجسام و اعراض فانى شوند،امّا اجسام به ضدّيت و اعراض به جارى [مجراى] [٩]ضديّت بر سبيل تبع،لعدم ما يحتاج إليه.و فنا ضدّ جواهر باشد
[١] .آد،كا،گا:يعنى اداء الطّاعة.
[٢] .كا+دريا.
[٣] .گا:و.
[٤] .آد:كشتيهاست مبتدا كرده؛كا،گا:كشتيهاست كرده مبتدا.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها:شده.
[٦] .آد،كا،گا:شود.
[٧] .اساس ندارد؛با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .آد،گا:تعيّنى.
[٩] .اساس،آج:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.