روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٥ - ترجمه
معنى تمكين باشد از تعلّم و يا خلق علم باشد به او عند الممارسة و الدّرس، و نيز آنجا كه نصب دليل كند اين لفظ استعمال كنند كقوله تعالى: وَ عَلَّمَكَ مٰا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ [١]،و به معنى اعلام باشد كقوله: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمٰاءَ كُلَّهٰا [٢]، و به معنى خلق [٣]علم ضرورى باشد چنان كه گفت: وَ عَلَّمْنٰاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ [٤].
خَلَقَ الْإِنْسٰانَ ،عبد اللّه عبّاس گفت:آدم را خواست كه او را اسماء چيزها بياموخت بر بيان،و گفتند:جملۀ لغات بياموخت او را.در خبر است كه آدم -عليه السلام-به هفتصد هزار لغت سخن گفتى عربيّت از همه فاضلتر بود،و بعضى دگر گفتند:مراد جملۀ آدمياناند و«لام»در او تعريف جنس است [٥].آنگه در«بيان»خلاف كردند،بعضى گفتند:مراد به بيان حلال و حرام است و تميز ميان خير و شر،و آنكه چه بايد كرد و چه نبايد كرد تا حجّت انگيزد به آن بر او.
ابو العاليه گفت و مرّة الهمدانيّ و ابن زيد:مراد نطق [٦]است و سخن گفتن كه خداى تعالى آدمى را نطق داد كه دگر حيوانات را نباشد.كعب[گفت] [٧]:يعنى علم آنچه گويد و شنود.سدّى[١٠٦-ر]گفت:يعنى هر قومى را لغتى بياموخت كه به آن سخن گويند.يمان گفت:علم خطّ و كتابت خواست،نظيره [٨]: عَلَّمَ بِالْقَلَمِ [٩].ابن كيسان گفت: خَلَقَ الْإِنْسٰانَ ؛يعنى بيافريد محمّد را. عَلَّمَهُ الْبَيٰانَ ، يعنى بياموخت او را بيان،يعنى بيان آنچه بود و خواهد بود تا او بيان كردى [١٠]علم اوّلين و آخرين را [١١].
[١] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١١٣.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٣١.
[٣] .اساس،آج:خاف،با توجّه به كا تصحيح شد.
[٤] .سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ٨٠.
[٥] .كا،گا+علّمه البيان.
[٦] .آج و ديگر نسخه بدلها:نطقى.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .آد،كا،گا+قوله.
[٩] .سورۀ علق(٩٦)آيۀ ٤.
[١٠] .آد،كا،گا:تا او را بيان كرد.
[١١] .آد،كا،گا:ندارد.