روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٧ - ترجمه
آنگه حكايت قول ايشان كرد و تعجّب ايشان از بعث و نشور [١]،گفتند به لفظ استفهام بر سبيل استبعاد كه:چون ما خاك شويم از پس آنكه بمرده باشيم! در كلام محذوفى هست آن [٢]جابر تقدير آنكه:نرجع بعده ذلك رجع بعيد،ما را باز [٣]زنده كنند اين بازآمدنى دور است.و«رجع»متعدّى باشد و«رجوع»لازم.
آنگه گفت: قَدْ عَلِمْنٰا ،ما دانيم[٢٥-ر]كه زمين چه نقصان كرده است از ايشان و از گوشت و خون ايشان چه مقدار خورده است.و گفتند معنى آن است كه:ما دانيم كه كدام عضو از ايشان بپوسد و كدام استخوان بماند،براى آنكه در خبر آمد كه:از بنى آدم همه چيزى بپوسد [٤]الّا استخوان دم غزه،و هو العظم الذي عليه الالية،و در خبر آمد كه:تنهاى پيغامبران و اوصيا و شهيدان بنپوسد.سدّى گفت:مراد آن است كه ما دانيم كه در زمين چند كس بميرند [٥]و چند كس بمانند.
وَ عِنْدَنٰا كِتٰابٌ حَفِيظٌ ،أى محفوظ من الشيطان [٦]و به نزديك ما نوشتهاى است محفوظ و نگاه داشته از شياطين و ازآنكه مندرس شود و مغيّر و مبدّل،و آن لوح محفوظ است كه جملۀ كائنات بر او نوشتهاند.
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ ،بل اين كافران حق را دروغ داشتند چون به ايشان آمد،يعنى قرآن. فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ ،ايشان در كارىاند مختلط[متلبّس.
عبد اللّه عبّاس گفت:مختلف،و به روايتى ديگر از او من كر.مجاهد گفت:] [٧].
ملتبس ابن زيد گفت:مختلط،و گفتند:فاسد و گفتند:متغيّر،و اين اقوال متقارب است.و اصل او اضطراب و قلق باشد،[يقال]: [٨]مرج امر النّاس و مرج
[١] .آد،گا+ء إذا متنا و كنّا ترابا.
[٢] .آد،گا:اين.
[٣] .آد،گا+آرند و.
[٤] .اساس:كه تنهاى پيغامبر و اوصيا و شهدا بنپوسد،با توجه به آج تصحيح شد.
[٥] .اساس:بميرد،با توجه به آج تصحيح شد.
[٦] .آج و ديگر نسخه بدلها:من الشياطين.
[٨] [٧] .اساس،آج:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.