روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٦ - ترجمه
جواب اوست.أخفش گفت:جواب او محذوف است،و تقدير آن است كه و القرآن المجيد لتبعثنّ،به حقّ قرآن مجيد كه برانگيزند شما را و زنده كنند.ابن كيسان گفت:جوابش ما يلفظ [١]است،و گفتند: قَدْ عَلِمْنٰا ،و قسم را لا بد جواب بايد و جواب او آن خبر [٢]باشد كه مقسم عليه باشد،و آن بر دو ضرب بود:يا به اثبات باشد يا به نفى.اگر به اثبات بود،در جواب او يكى از چند چيز باشد[٢٤ -پ]:«لام»تأكيد،كقوله: فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ [٣]،و«انّ»ثقيله كقوله: إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصٰادِ [٤]،يا«ان»خفيفه،چنان كه گفت: تَاللّٰهِ إِنْ كُنّٰا لَفِي ضَلاٰلٍ مُبِينٍ [٥]،يا «قد»با فعل ماضى،نحو قوله: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكّٰاهٰا [٦]،و اگر به نفى بازآيد حرفى از حروف نفى بايد،«ما»يا«لا»يا«لن»،كقولهم:و اللّه ما فعلت،و:لا افعل،و لن افعل ذلك أبدا.
امّا آنچه كوفيان گفتند كه«بل»به جواب قسم شايد،آن را اصلى نيست براى آنكه«بل»اضراب را بود،و قسم جملۀ كلامى باشد كه به آن،جمله را [٧]مؤكّد بكنند پس از قسم تنها بىمقسم عليه فايدهاى حاصل نشود و فايده از كلام اوّل حاصل باشد،اضراب نكو نباشد.و قول أخفش در حذف جواب قسم نكو است. آنگه گفت: بَلْ عَجِبُوا ،از كلام اوّل اضراب كرد و گفت:بل شگفت مىدارند [٨]كه به ايشان آمد پيغامبرى هم از ايشان ترساننده و اعلامكننده هم از حسب و نسب ايشان كه او را دانند و شناسند تا ايشان را به قول او سكون نفس باشد،و در نفس و اصل او طعنى نتوانند زدن.آنگه گفت كافران مىگويند:اين كارى عجب شگفت است.
[١] .آد،كا،گا+من قول،سورۀ ق(٥٠)آيۀ ١٨.
[٢] .آد،كا:چيز.
[٣] .سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٩٢.
[٤] .سورۀ فجر(٨٩)آيۀ ١٤.
[٥] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٦٦.
[٦] .سورۀ شمس(٩١)آيۀ ٩.
[٧] .آد+كلام.
[٨] .كا+ان جاءهم منذر.