روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٥ - ترجمه
شأن او كمينه آن است كه از پس من زمينى است خداى را تعالى طول آن پانصدساله راه [١]در عرض پانصدساله [٢]از برف كه از سختى سرما بهرى بهرى را مىشكند.اگر آن نبودى،من از گرماى دوزخ بسوختمى.گفت:زيادت كن.گفت:
جبرئيل پيش خداى تعالى ايستاده است از ترس خداى مىلرزد،خداى تعالى از هر لرزهاى كه او را مىباشد صدهزار فرشته مىآفريند،پيش [٢٤-ر]خداى تعالى مىايستند سر در پيش افگنده سخن نيارند گفتن تا [٣]خداى تعالى دستورى دهد ايشان را در سخن گفتن [٤]،گويند:لاالهالاّاللّه [٥]،و هو قوله [٦]: يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلاٰئِكَةُ صَفًّا لاٰ يَتَكَلَّمُونَ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ قٰالَ صَوٰاباً [٧]،يعنى لاالهالاّاللّه.
فرّاء گفت:شنيدم از [٨]اهل علم كه در تفسير«قاف»گفتند:قضى اللّه ما هو كائن،خداى حكم كرد به هرچه بودنى است.ابو بكر ورّاق گفت:أى قف عند أمرنا و نهينا،وقف كن [٩]عند امرونهى ما و از آن تعدّى مكن.و گفتند معنى آن است كه:قل يا محمّد،بگوى اى محمّد.أحمد بن عاصم گفت:«ق [١٠]»قرب اللّه من عباده في قوله: وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ، [١١]ابن عطا گفت:اقسم بقوّة قلب حبيبه،قسم كرد به قوّت دل رسول-عليه السلام-چون تحمّل اعباء رسالت است.
وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ ،«واو»قسم است،سوگند خورد [١٢]به قرآن شريف كريم بر خداى تعالى.در جواب اين قسم علما خلاف كردند.كوفيان گفتند:بل عجبوا
[١] .آد،كا،گا+است.
[٢] .آد،كا،گا+راه.
[٣] .آج،آد،كا،گا:چون.
[٤] .آد:آيند.
[٥] .آد+و سخن ايشان اين كلمه باشد.
[٦] .كا،گا+تعالى.
[٧] .سورۀ نبأ(٧٨)آيۀ ٣٨.
[٨] .آد،كا،گا+بعضى.
[٩] .آد،گا:توقّف كن.
[١٠] .كا:قاف.
[١١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨٦.
[١٢] .آد:سوگند كرد.