روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣١
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ ؛و ما به او نزديكتر باشيم از شما،يعنى به علم و قدرت احوال او بدانيم و بر آنچه خواهيم بر او قادرتر باشيم از شما.
وَ لٰكِنْ لاٰ تُبْصِرُونَ ؛و لكن شما ما را نمىبينيد.گفتند:مراد به«نحن» رسولان اويند از فرشتگان كه به قبض روح آمده باشند،و لكن شما ايشان را نبينيد ازآنجا كه ايشان لطيفاند و شما را شعاع اندك است.
فَلَوْ لاٰ إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ، تَرْجِعُونَهٰا إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ ،أى فهلاّ،گفت:
چرا اگر چنان است كه شما گفتيد و گمان برديد از نفى بعث و نشور و ثواب و عقاب كه شما را جزا نخواهند [١]داد به خير و شر،جان خود يا جان آن متوفّى با تن او [٢]نبريد،و قوله: تَرْجِعُونَهٰا ،از«رجع»متعدّى است و«ها»راجع است با نفس.
اگر در آن دعوى كه كردى [٣]راست گوييد [٤].اگر گوييد گويند:جواب«لولاء»اوّل كجاست من قوله: فَلَوْ لاٰ إِذٰا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ،گوييم فرّاء گفت:جواب هر دو«لو لا» يكى است،اوّل و دوم و هو قوله: تَرْجِعُونَهٰا ،و گفت اين خطاب است با قومى كه گفتند:ما مرگ باز توانيم داشت [٥]از خويشتن به علم و تدبير و چاره و طب و مانند اين،خداى تعالى بر سبيل تقريع ايشان را گفت:اگر در اين دعوى راست گوييد،چرا چون جان به حلقوم [٦]مرد رسد بازپس نبريد،و التقدير:فهلا ترجعون النفس إليه إذا بلغت الحلقوم و ء انتم حينئذ تنظرون.حيارى لا تقدرون على ردها؛ چرا چون جان مرد به حلق رسد بازپس نبريد به تدبير و چاره،و معلوم [٧]است كه چيزى نتوانيد كردن [٨]جز آنكه [٩]مىنگريد متحيّر فرومانده.و عرب چنين بسيار كند كه دو چيز را به يك جواب كفايت كند،و در قرآن از اين بسيار است،منها قوله:
[١] .آج:خواهند.
[٢] .آد،گا:ندارد.
[٣] .آد،گا:كرديد؛كا:كردهايد.
[٤] .كا:راست گيريد.
[٥] .آد،كا،گا:داشتن.
[٦] .آد،كا،گا:حلق.
[٧] .آد،كا،گا:چه معلوم.
[٨] .آج:نتوان كرد.
[٩] .آد،كا،گا:چنان كه.