روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٠ - ترجمه
بوض [١]،نحو:حمر و صفر و سود و آنكس كه او گفت ضاز يضوز گفت اسم او ضوزى باشد،على فعلى كشورى.
إِنْ هِيَ ،گفتندى [٢]نيستند الّا نامهايى كه بر او نهادهايد [٣]شما و پدران شما، مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بِهٰا مِنْ سُلْطٰانٍ ؛خداى تعالى به آن حجّتى فرونفرستاد. إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ ،متابعت نمىكنند الّا گمان را و از پى گمان مىشوند [٤].و(ان)،در هر دو جاى به معنى«ما»ى نفى است. وَ مٰا تَهْوَى الْأَنْفُسُ ؛و آنچه هواى دل ايشان است يعنى از خداى و استحقاق عبادت بر اين بتان [٥]جز نام نيست و آن نام شما نهاده [٦]و پدران شما.آنگه بعضى به گمان و بعضى به هواى نفس بىحجّتى و بيّنتى و بصيرتى[٧٨-ر]ايشان را مىپرستى، وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدىٰ ؛و به ايشان آمد از خداى تعالى هدى و بيان و ادلّه بر آنكه ايشان خداى نيستند و [٧]عبادت نشايد كرد [٨]جز خداى را.
أَمْ لِلْإِنْسٰانِ مٰا تَمَنّٰى ،يعنى گمان مىبرند اين بتپرستان كه آنچه ايشان تمنّا كردهاند ايشان را خواهد بود و اين بتان شفيعانه [٩]ايشان خواهند بود.و اين استفهام را معنى جحد است يعنى نخواهد بود [١٠]ايشان را كه اين تمنّا كردند [١١].
فَلِلّٰهِ الْآخِرَةُ وَ الْأُولىٰ ؛خداى راست دنيا و آخرت و آنچه خواهد[بدهد [١٢]]و آنچه خواهد منع كند نه به هوى [١٣]و مراد كافران [١٤]كه ايشان تمنّايى
[١] .آج:بيض و بوض.
[٢] .آج:گفت.
[٣] .آد،كا،گا:بر نهادهايد.
[٤] .آد:مىروند؛گا:مىرويد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:اصنام.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:نهادهايد.
[٧] .آد،گا+ايشان را.
[٨] .كا:كردن.
[٩] .آد،گا:شفيع.
[١٠] .كا:بودن.
[١١] .آد،گا:چنان كه آرزو مىكنند.
[١٢] .اساس:ندارد،از آج افزوده شد.
[١٣] .اساس و آج،اندكى مخدوش است و«نه به يهود»خوانده مىشود،با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] .آج و ديگر نسخه بدلها+است.