روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٠ - ترجمه
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ ؛يا ايشان را از هيچچيز آفريدهاند.
عبد اللّه عبّاس گفت:بىپدر،و گفتند:بىپدر و مادر،يا ايشان چون جماداند كه خداى را[٦١-ر]بر ايشان حجّتى نيست نه ايشان را از نطفه و علقه و مضغه آفريدهاند؟اين قول عطاست.ابن كيسان گفت:يعنى ايشان را به بازى آفريدهاند نه براى كارى.بر ايشان امرونهى نيست و اين چنان باشد كه يكى از ما گويد:فعلت كذا و كذا من غير شىء. أَمْ هُمُ الْخٰالِقُونَ ؛يا ايشان خود را آفريدهاند، [ أَمْ خَلَقُوا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ ؛يا ايشان آفريدهاند آسمانها و زمين را] [١]آنگه گفت:بل لا يوقنون؛ايشان را هيچ علمى و يقينى نيست هم [٢]شكّاك و متحيّراند.
أَمْ عِنْدَهُمْ خَزٰائِنُ رَبِّكَ ؛يا خزينهاى [٣]خداى به نزديك ايشان است.عبد اللّه عبّاس گفت:يعنى باران و ارزاق خلقان.عكرمه گفت:يعنى پيغامبرى.و گفتند:
علم آنچه [٤]خواهد بودن، أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ؛يا ايشان سلطان و جبّاراناند،اين قول بيشتر مفسّران است.
عطا گفت:«ارباب قاهرون»خداوندان قاهرند.ابو عبيده گفت:«مسيطر» ملزم باشد،آنكه كسى چيزى را الزام كند،يعنى الزام ايشان راست و برايشان الزام نيست و«مسيطر»رقيب باشد يعنى ايشان رقيباناند بر مردم و برايشان رقيب نيست.و عرب گويد:سيطرت علىّ،اى اتّخذتني خولا؛مرا خادم گرفتهاى [٥]و وزن او مفيعل باشد از اسم فاعل من سيطر،نحو بيقر و بيطر.و اصل او از«سطر» است و«يا»زيادت براى مبالغه كرد [٦]يعنى آنانى [٧]كه چيزى بر مردمان نويسى [٨]و
[١] .اساس،آج و كا:ندارد،از آد افزوده شد.
[٢] .آد،گا،كا:همه.
[٣] .آج،كا:خزانها/خزينها/خزينهها.
[٤] .آج:علم به آنچه.
[٥] .اساس:گرفته،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .كا:زيادت است براى مبالغت.
[٧] .آد،آنانند؛كا:از آنانى.
[٨] .آج،آد:س نويسند.