روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠١ - ترجمه
نطقكم.بعضى ديگر گفتند:منصوب است بر صفت مصدرى محذوف كانّه قال:حقّ ذلك حقّا مثل كونكم ناطقين،گروهى دگر گفتند:براى آنكه مضاف است با مبنى،او را بنا كردند بر فتح لابهامه،نحو خمسة عشر.و اگر اضافت او با معربى بودى بنا نكردندى [١]نحو:مثل زيد و اين قول ما زنى است و قول اوّل قول جرمى است و أنشد المازنىّ:
لم يمنع الشّرب منها غير ان نطقت
حمامة في غصون ذات او قال
گفت:چون«غير»را [٢]اضافت كرد با آن بنا كرد او را بر فتح.امّا معنى آيت، در او چند قول است [٣]:يكى آنكه معنى آن است كه [٤]من خبر دادم [٥].از باب روزى حقّ است و درست [٦]،چنان كه ناطقى شما،يعنى چنان كه در اين شك نيست كه شما ناطقى [٧]در آن شك مكنيد[٤٥-پ]بعضى دگر گفتند نطقى مخصوص خواست بر [٨]معنى [٩]: مِثْلَ مٰا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ من قول لا اله الا الله،يعنى چنان كه اين كلمه حقّ است و درست است اين كه من وعده دادم حق است و درست بعضى دگر گفتند:چنان كه يكى از ما به زبان ديگرى سخن نتواند گفتن همچنين، روزى غيرى غيرى نتواند [١٠]خوردن و اين بر قاعدۀ ما درست نيايد،اگر گويند:
چه فرق باشد ميان آنكه گفتى«مثل ما تنطقون» [١١]و ميان آنكه گفت [١٢]
[١] .كا:كردندى.
[٢] .اساس+صفت،كه با توجه به آج و ديگر نسخهها،زائد به نظر رسيد.
[٣] .همۀ نسخهها:گفتند.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها+اين كه.
[٥] .كذا در اساس و آج،ديگر نسخه بدلها:دادم.
[٦] .كا+است.
[٧] .كا:ناطقايد.
[٨] .آد،كا،گا:و.
[٩] .آد+آنكه.
[١٠] .آد،كا،گا:روزى غيرى نتواند.
[١١] .اساس:ينطقون،با توجه به آج و ديگر نسخهها تصحيح شد.
[١٢] .آج:گفتى.