فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦٣
«لفظ مذكر است وصفت آن يعنى «واحد» نيز بايد مذكر باشد. (١)
٦٨. مردى كه شب عروسى، دوستش را باهمسرش ديده بود، نخست آن مرد، دوست خود را كشت، سپس زن، شوهر خود را به قتل رساند.
«عنه - عليه السلام - في صديق عروس قتله الزوج فقتلت الزوج تقتل به ويضمن الصديق.»/٢٥٨
اگر «يضمن» به صورت مذكر باشد، به معناى آن است كه شوهر، ضامن خون دوست است، ولى اگر «تضمن» باشد، زن ضامن خون دوست است. به خود روايت در موسوعههاى روايى دست نيافتيم، ولى در نسخههاى «الف»، «ح» و «ع»، به صورت مؤنث نوشته شده است.
شهيد ثانى نيز آن را «تضمن» گرفته آن چنان كه خود وى مىگويد: «بناءً على أنّها سبب تلفه بغرورها اياه.)
٦٩. در صفحه ٢٣٩ «كشحان» با «حاء» ضبط شده، در حالى كه با «خاء» صحيح است (٢)
٧٠. قطع دست ميهمان واجير به خاطر دزدى: «يقطع الضيف والأجير مع الأجير مع الاحراز من دونه.»/٢٤٣
قيد «مع الأجير» زايد است. (٣)
٧١. حكم حيوان وطى شده:
«إن كانت غير مأكولة لم تذبح بل تخرج من بلد الواقعة وتباع. »/٢٤٥
ظاهراً «المواقعة» صحيح است. (٤)
٧٢. اگر انسان آزاد و بندهاى با هم مردى را بكشند و ولى مقتول، تنها عبد را قصاصكند:
«... الرد على مولى العبد من الحر إن كان له فضل والاّ ردّ على المولى.»/٢٥٠
اگر عبارت فوق بدين صورت باشد معناى آن اين مىشود كه، چه قيمت عبد كمتر از نصف ديه انسان آزاد باشد و يابيشتر، در هر دو صورت، همكار او بايد به ولى عبد، رد كند. اما چنين معنايى با عبارت فوق سازگار نيست. عبارت صحيح «والاّ ردّ على الولي»
(١)(همان مدرك).
(٢)(ح، ع و «القاموس المحيط)».
(٣)(الف، ح و ع).
(٤)(الف و ع).٧٢.