فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧ - كاوشى در حكم فقهى صابئان مقام معظم رهبرى
زردشتيگرى) بشمار مىآيند، يا آنان گروهى جز آنهايند؟ پاسخ اين پرسش، در نكته اول روشن شد، بنابر اين دليلى بر آنچه كه گفته شده است و ما سابقا كلمات برخى از فقها را نقل كرديم - كه آنان شعبهاى از يهوديان، مجوسيان و... هستند، وجود ندارد (چيزى كه صاحب جواهر از فقيهان متعددى چون شافعى، ابن حنبل، سدى، مالك و... نقل كرده است (١)شايد مقتضاى سخنان پشين مان، قطع به مخالفت با آن باشد.البته پنهان نماند كه در تنقيح اين نكته، فايده فراوان و اثر فقهى وجود ندارد و لذا بيش از آنچه كه سابقاً گفته شد، نمىافزائيم و سخن را به درازا نمىكشانيم. جز اينكه يهوديان و مسيحيان، صابئان را جزء خود نمىدانند همچنانكه صابئان، خود را از ايشان نمىشمرند بلكه از ايشان نقل شده است كه به پيامبرى موسى (ع) و ديگر پيامبران بنى اسرائيل - جز يحيى - اعتقاد ندارند.
نكته سوم:ممكن است به برخى از اذهان چنين تبادر شود كه عقايد منتسب به صابئان، مانع از پيدايش اين گمان است كه كيش صابئى، در زمره اديان الهى باشد. بنابر اين روا مىنمايد كه به اين پرسش پاسخ داده شود كه آيا آنچه عقايد اصلى يا مجموعه عقايد ايشان را شكل مىدهد، چنان باورهايى را در بر دارد؟ آنچه شايسته اعتراف است، اين نكته است كه ما از معارف و احكام دينى اين آيين تاريخى - ديانتى كه منتسبان به آن در دسترس و در داخل مرزهاى ما هستند - مطالب فراوانى كه دل بدان آرام گيرد، در اختيار نداريم و كاوشگر اين موضوع، در قلمرو اين موضوع، خلا وسيعى مىيابد كه متاسفانه با اشارات گذراى كتابهاى ملل و نحل، پر نمىشود. بنابر اين، اظهار نظر قطعى در مورد عقايد و احكام دينى ايشان به آسانى ممكن نيست، جز آنچه در برخى از نوشتههاى منتشره خود، ابراز داشتهاند؛ - و از جمله مطالبى كه گفته مىشود از كتاب دينى آنان موسوم به «كنز اربّا» برگرفته شده است - كه براى ما تصويرى
(١)الجواهر، محمد حسن نجفى، ج٢١، ص٢٣٠.