شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٠
توضيح
شيخ مىفرمايد: در برخى چيزها، فاعل و غايت، بيرون از صورت نيست يعنى علت فاعلى و غايى و صورت در آنها يكى است. مثلاً خطْ مثلث را مىسازد و فاعل آن است و در عين حال از خود صورتِ مثلث بيرون نيست و غايتى هم خارج از خودش ندارد، و لذا اگر بخواهيم علت را در برهان بر مثلث اخذ كنيم بايد صورت را به همراه چيزهايى كه از صورت خارج نيست بياوريم. پس آنچه سازنده مثلث است از خود صورتِ مثلث خارج نيست و لذا در علم ديگرى غير از هندسه نمىتوان علتى براى مثلث يافت و از اين رو، برهان لمّى براى مثلث منحصر در علم هندسه است و نمىتوان دو علمى را پيدا كرد كه هر دو برهان لمّى از راه علت تامه، براى مثلث اقامه نمايند. البته ممكن است برهان انّى در علم ديگرى اقامه شود ولى برهان لمّى در دو علم، امكان ندارد.
امّا اگر شيئى باشد كه علل مختلف دارد و چنين نباشد كه همه علل در صورتش جمع شده باشد، ممكن است در علوم مختلف براهين لمّى متعدّد داشته باشد. مثل اينكه ماده و صورتش مادى باشند و فاعلش مجرّد باشد. يا دو فاعلِ طولى داشته باشد: يكى فاعل طبيعى، و يكى فاعل الهى. در اين موارد اگر در علم طبيعى نظر كنيم مىبينيم فاعلِ عالَم طبيعت، خارج از طبيعت است و لذا برهان لمّى از راه فاعل بايد در فلسفه اقامه شود. همينطور غايتِ طبيعت را اگر خير و كمالِ مطلق بدانيم، خارج از طبيعت است و خير يك مفهوم فلسفى است. البته براى امور طبيعى مىتوان فاعل و غايتِ طبيعى هم لحاظ كرده ولى اينها فاعل و غايت نهايى محسوب نمىشوند و علاوه بر اين، مفهوم خير و كمال از مفاهيم انتزاعىِ فلسفى هستند مثل مفاهيم رياضى كه در تعريفشان، ماده اخذ نمىشود گر چه بر مصاديقى مادى و طبيعى، صدق كنند.
و امّا اگر درباره يك موجود طبيعى خاص مثل انسان بحث كنيم، مىتوانيم براى او فاعل و غايتى در درون خود طبيعت در نظر بگيريم و مثلاً از خودِ نوع انسان علتى در نظر بگيريم مثل پدر و مادر براى فرزند، و يا بيرون از نوع انسان، فاعلى براى انسان فرض كنيم. مثلاً از كائنات طبيعى كه تغيّر و تحول دارند و يا از طبيعيات غير كائن كه تغيير و تحول ندارند مثل افلاك، فاعلى براى انسان در نظر بگيريم.[١] قدما قائل بودند كه كون و فساد مخصوص عالم عناصر است كه مادون فلك قمر هستند و به اينها «كائنات» مىگفتند ولى عالم افلاك را اصطلاحاً كائنات نمىشمردند.
١. طبق نظريات قدما در باب افلاك، كون و فساد در افلاك راه ندارد و لذا آنها طبيعيات غير كائن ناميده مىشوند و مراد از كائنات طبيعى، موجوداتِ مادى متغير ومتحول هستند كه كون و فساد در آنها راه دارد، (م).