شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٣
دارند، و امّا صورت هندسى كه به نحو مجرّد از ماده لحاظ مىشود و تنها در وهم و عقل به عنوان امور موجود بالفعل به آنها اشاره مىشود (و طبعاً شأنيت اتصاف به «بالقوه» ندارد).
متن
و أمّا الخلَل فى المطلوبِ فهو شبيه هذا بعينه، لأنّ ذلك المضلّع المتوسطَ ليس مشاراً إليه بالفعل، إنمّا نشير إليه على أنّه موجودٌ بالقوّةِ بينَ أمور ما بالقوة مجهولة. و البيانُ الّذى يبيِّنُ أنَّ مضلعاً مثلُ هذا، ليسَ يكونُ أيضاً هندسيا، بل إمّا جدليّاً و إمّا منطقياً، أى من العوارضِ الغريبة. و أنا أظنُّ أنّه بهذا السّبب صار هذا القياسُ ليس برهانياً و لا ذاتياً للهندسة بل خارجيّاً.
ترجمه
و امّا خلل در مطلوب نيز عيناً شبيه مورد فوق است، چون آن چند ضلعىاى كه در وسط قرار گرفته، به نحو بالفعل مورد اشاره قرار نگرفته است، و فقط ما به آن اشاره مىكنيم به عنوان امرى كه بالقوه در بين أمور بالقوه مجهولى وجود دارد. و آن بيانى كه از چنين چند ضلعىاى سخن مىگويد، بيان هندسى نيست بلكه يا جدلى و يا منطقى است يعنى از عوارض غريبه هندسه سخن گفته است. و من گمان مىكنم كه به همين خاطر است كه اين قياس، برهانى و ذاتىِ هندسه نمىباشد بلكه خارجى و بيگانه از آن است.
توضيح
شيخ مىفرمايد: هم بر مقدماتِ برهان مزبور، اشكالِ عدم تناسب وارد است و هم در نتيجه آن. چون آن كثيرالاضلاعى كه واسطه بين دو كثيرالاضلاعِ داخلى و خارجى فرض شده است، مشخص و معيّن نيست، بلكه در بين شكلهاى بىنهايتى كه قابل فرض است، مجهول و نامعين است. و لذا چنين بيانى كه نتيجه و مطلوب را بالقوه به دست مىدهد، برهانِ هندسى نيست بلكه يا بيان جدلى است و يا بيانِ منطقى!
شايد مراد شيخ از بيان منطقى اين است كه صرفاً صورتِ قياسِ منطقى را دارد و منطق صورت مىتواند از آنْ بحث كند، وگرنه «منطقى» در عرْض و در مقابلِ «جدلى» قرار نمىگيرد. همين تعبيرِ «بيانِ منطقى» در اساس الاقتباس نيز آمده است.