شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧ - ـ زيادة الحدّ على المحدود
مىگوييم: انسانٌ. اين جواب يكى از اقسام ذاتيات باب ايساغوجى است كه به آن نوع مىگوييم و در جواب سؤال از افراد متفقةالحقيقه بيان مىكنيم.
گاهى درباره خودِ نوع سؤال مىكنيم كه چيست، مثل: الانسان ما هو؟ در اينجا بايد جواب دهيم: حيوانٌ ناطقٌ، كه همان حدّ تام است. و براى بيانِ حدّ تام و تبيين حقيقتِ انسان بايد راهى را بپيماييم و در اين راه بايد از دو چيز استفاده كنيم: يكى جنس و يكى فصل. و هر يك از ايندو به تنهايى «ما يقال فى جواب ما هو» نيستند ولى «ما يقال فى طريق ما هو» هستند. و لذا به طور كلى مىتوان گفت كه اجزاء حدّ تام «فى طريق ما هو» مورد استفاده قرار مىگيرند. امّا خود حد تام و نوع، «فى جواب ما هو» واقع مىشوند.
با توجه به آنچه گفتيم، يك قسم ذاتى آن است كه «فى طريق ما هو» مورد استفاده باشد و اين شامل جنس، فصل، جنسالجنس و فصلالجنس مىشود.
ـ زيادة الحدّ على المحدود
در باب حدّ گفتهاند كه گاهى براى تبيين يك ماهيت و در تعريف آن از چيزهايى استفاده مىشود كه خارج از ماهيتِ محدود است. مثلا در تعريف مثلث مىگويند: مثلث سطحى است كه محدود به سه خط مستقيم باشد.در اينجا از مفهوم خط در تعريف مثلث استفاده كردهايم با اينكه خط جزء ماهيت مثلث نيست، چرا كه خط يك ماهيت است و سطح ماهيت ديگرى، و ايندو از يك نوع ماهيت نيستند. اينجاست كه گفته مىشود اين از باب زيادة الحد على المحدود است. همينطور است اخذ نقطه در تعريفِ خط متناهى. منطقيين اينها را هم از علل ماهيت حساب مىكنند و مىگويند هر چيزى كه در تعريف و حد تام يك ماهيت به كار آيد، از علل آن ماهيت محسوب مىشود.
از اينجا مىفهميم كه مقصود منطقيين از علّت در باب برهان، فقط علتِ وجود نيست بلكه مفهوم عام علّت كه شاملِ علل ماهيت نيز مىشود، مراد است.
نتيجه نهايى اينكه طبق اصطلاح فوق هر چيزى كه از اجزاء حد محسوب شود خواه جنس و فصل باشد و خواه از باب زيادة الحد على المحدود باشد، نسبت به محدودْ ذاتى محسوب مىشود.