شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤ - در تحقيق ضرورى بودن و مناسبتِ مقدمات براهين
الوجود نخواهد بود، چون دوام آن ضرورى نيست. پس اگر ابطال نتيجهاى كه ادّعاى ضرورى بودن آن شده است از اين راه ممكن باشد استحكام يقين و ضرورت نتيجه منوط به صورتى خواهد بود كه اين عيب را نداشته باشد.
متن
فَتَبيَّن من هذا أنّ الّذينَ يقتصرون فى أخذ المبادئ على أنْ تكونَ صادقة فى نفسها، أو مقبولةً، أى معترفاً بها عند قوم أو إمام، أو مشهورة، أى يَعترفُ بها كافةُ النّاس و تراها، مِن غير أنْ تكونَ أوليةَ الصّدق ـ و ربما كانت غير صادقة كما نعرفه فى «كتاب الجدل» ـ فقد يضلّونَ السَّبيل، فإنّ استعمالَ المقبولاتِ و المشهوراتِ و أمثالها فى طلب اليقين مغالطةٌ أو غلطٌ و بلاهةٌ، إذ يُمكنُ أنْ تَكونَ كاذبة. و أمّا الصّادقاتُ فإذا لم تكن مناسبةً للجنسِ الّذى فيه النظرُ، و كانت خارجيةً غريبةً، لا تبيِّنُ شيئاً من الجهة الّتى بمثلها يقع اليقينُ العلمى[١] و ان كانَ يقع بها يقين مّا لأنها لاتدل على العلل، إذ العلل مناسبةٌ للشىء، و إنّما تُعْطى صدقَ النتيجة فقط، لا ضرورةَ صدقها أوْ لميّةَ صدقها.
ترجمه
از آنچه گذشت روشن شد كسانى كه در مبادى و مقدمات برهان تنها به اين اكتفا مىكنند كه فى نفسها صادق باشند يا از مقبولات در نزد قومى يا امامى باشند يا از مشهوراتى باشند كه عموم مردم به آنها اعتراف دارند، بدون اينكه اين مقدمات از نظر صدقْ اوّلى باشند ـ و چه بسا اصلا صادق هم نباشند كما اينكه در كتاب جدل خواهيم شناخت ـ اين افراد راه را گم كردهاند، چرا كه به كارگيرى مقبولات و مشهورات و امثال اينها براى دستيابى به يقين، مغالطه يا غلط و نادانى است، زيرا اين قضايا ممكن است كاذب باشند. و امّا قضاياى صادق هم اگر مناسب با جنسى كه بحث در مورد آن است نباشند و خارجى و غريب شمرده شوند، چيزى را ـ بهگونهاى كه يقين علمى به دست آيد ـ اثبات نمىكنند، گرچه نوعى يقين (غيرعلمى) از آنها حاصل مىشود. چرا كه اين مقدمات غيرمناسب دلالتى بر علل ندارند، چون عللْ مناسب با شىء هستند و اين مقدمات فقط صدق نتيجه را به دست مىدهند، نه ضرورتِ صدق و نه چرايىِ صدقِ آن را.
[١]خ، ل: العلّى; و هو الأظهر.