شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١ - ـ مثالهاى عرض ذاتى
آن، موضوعِ آن علم أخذ شود، در اين صورتْ آن محمول در برهان داخل مىشود. مثلا در اين قضيه كه «اين خط مساوى آن خط است» و در قضيه «اين مضروب فىنفسه زوج است» محمولْ اعم از موضوع است، پس چگونه موضوع در تعريف آن محمول أخذ مىشود؟ بنابراين چنين نيست كه هر محمولى در مقدمات برهانى به اين صورت باشد كه يا خود موضوع در تعريف آن أخذ شود و يا آنچه كه در حدّ موضوع مأخوذ است. مگر اينكه گفته شود محمولات مقدمات برهانى به گونهاى هستند كه يا خود در حدود موضوعاتشان أخذ مىشوند و يا موضوع صناعتِ مورد نظر، در حدود آنها مأخوذ است. يا چنين گفته شود كه محمولات مقدمات برهانى يا در حدود موضوعاتشان أخذ مىشوند و يا موضوعات يا آنچه از مقوماتِ موضوعات در خود همان علم مورد نظر هستند در حدود آن محمولات أخذ مىشوند. معلم اوّل نيز به همين نظر تمايل دارد گرچه صريحاً آن را بيان نكرده است.
توضيح
محمول ذاتى (من طريق ما هو)
يكى از اصطلاحات ذاتى، آن است كه در مورد اجزاء يك ماهيت گفته مىشود. «ذاتى» و «واقع فى طريق ما هو» و «مقول من طريق ما هو» به يك معنا به كار مىرود. اين معناى ذاتى شامل جنس، جنس الجنس، فصل، فصلِ جنس مىشود. يعنى هر چيزى كه مقوم ذات شىء و علت ماهيت است، ذاتى ناميده مىشود، حتى مثل خط كه در تعريف مثلث اخذ مىشود و نقطه كه در تعريف خط متناهى اخذ مىشود، ذاتى خوانده مىشود.
كاربرد ديگر ذاتى، تا حدودى بعكس اوّلى است، چون در مورد اول، محمول در موضوع اخذ مىشد، امّا در اين اطلاقْ، ذاتى به محمولى گفته مىشود كه معروض يا موضوعِ معروض يا جنسِ موضوعِ معروض در حدّ آن اخذ شود. در اين صورت به محمول مزبور، عرض ذاتى گفته مىشود. بايد توجه داشت كه مراد از عروض در اينجا، عروض خارجى مثل آنچه در عرض و جوهر گفته مىشود نيست، بلكه عروض مفهومى است.
ـ مثالهاى عرض ذاتى
الف) زوجيت از اعراض ذاتى عدد است، چون وقتى بخواهيم زوجيّت را تعريف كنيم