شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥١ - ـ اشكال
ضرورى باشد اين ضرورت به خاطر لزوم ناشى از قياس نيست، بلكه از آن جهت است كه نتيجه ذاتاً ضرورى است، و در قوه حدود است كه بهگونهاى تنظيم و قالببندى شوند كه نتيجه آنها ضرورى باشد.
توضيح
شيخ(رحمه الله) مىفرمايد: در كتاب قياس گفتيم كه ممكن است گاهى نتيجه صادق از مقدماتِ كاذب به دست آيد، و اينك در كتاب برهان مىگوييم: گاهى ممكن است نتيجه ضروريه از مقدمات غيرضروريه بدست آيد. امّا بايد توجه كرد كه اين صدق و اين ضرورت، ناشى از قياس نيست، بلكه به طور اتفاقى چنين مىشود. يعنى صدق و ضرورت نتيجه، محصولِ قياس ديگرى است كه از همين حدود و در قالب ديگرى تشكيل مىشود. در اينگونه موارد، انتساب نتيجه به مقدمات، بالعرض است نه بالذات.
متن
و كما أنّ هناك قد يُشكُّ متى أُحِسّ بكذبِ المقدماتِ، فلا ندرى أنّ النتيجة صادقةٌ أو كاذبةٌ ـ و إن كانت صادقة فى نفسها ـ ما لم يُعْلم صدقُها فى نفسها بوجه آخر، كذلك هاهنا نشكّ فلا ندرى هل النتيجةُ ضروريةٌ أو غير ضرورية ما لم نَعلَم ضرورتَها من وجه آخر يلوحُ مع تلك المقدماتِ و فى قوّتها، أو لا يلوحُ عنها بل عن مقدّمات أخرى.
و كما أن هناكَ لم يكن يُمكنُ أنْ تَنتُجَ كاذبةٌ عن صوادقَ، كذلك هاهنا لا يمكنُ إنتاجُ غير ضرورية و نسبتا الحدِّ الأوسط ضروريّتان
ترجمه
و همانطور كه در آنجا وقتى احساس مىشد كه مقدمات كاذباند مادام كه صدق نتيجه از راه ديگرى معلوم نمىگردد نمىدانستيم كه آيا نتيجه صادق است يا كاذب ـ هر چند در واقع صادق هم باشد ـ در اينجا نيز شك مىكنيم و نمىدانيم كه آيا نتيجه ضرورى است يا غيرضرورى، ماداميكه به نحو ديگرى از همين مقدمات يا از مقدمات ديگرى ضرورت نتيجه روشن نشده است. و همچنانكه در آنجا از مقدّمات صادق نتيجه كاذب گرفته نمىشد در اينجا هم از مقدّمات ضرورى نتيجه غير ضرورى گرفته نمىشود.