شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣ - ـ مثالهاى عرض ذاتى
حمل كنيم، عرض ذاتى است چرا كه در تعريف مايع، جنس معروض يعنى جسم را اخذ مىكنيم و جسم همان موضوع علم طبيعى است. و اگر جنس معروض، اعم از موضوع علم باشد، در آن علم از آن محمول بحث نمىشود. مثلا «مساوات» محمولى است كه ما در علم حساب و هندسه از آن استفاده مىكنيم. يعنى هم در كم متصل مثل خط و سطح و حجم و هم در كم منفصل يعنى عدد، محمول واقع مىشود. امّا اين مساوات آنجا كه در هندسه به كار مىرود، قيد مقدارى دارد و آنگاه كه در حساب به كار مىرود، قيد عددى دارد هر چند اين قيد ذكر نشود. حال اگر در هندسه، معناى عام مساوات را محمول قرار دهيم، بيگانه از اين علم خواهد بود و عرض غريب به حساب مىآيد و همينطور است در حساب. اينجاست كه گفته مىشود اگر جنسِ معروضِ محمول، اعم از موضوع صناعت باشد بايد آن را با وجه خاصى لحاظ كنيم يعنى از آن جهت كه در آن علمْ ملحوظ است. مثل كمّ مطلق كه اعم از كمّ متصل يا كمّ منفصل است و در تعريف مساواتِ مطلق اخذ مىشود. لذا در علم حساب، هم مفهوم كمّ به لحاظ خاصى مورد نظر است و هم مفهوم مساوات.
هـ) مفهوم «ضد» گاهى در جواهر به كار مىرود و گاهى در اعراض. و در اعراض هم گاهى در كيفيات به كار مىرود و گاهى در كميّات. مثلا در كميّات متصله گفته مىشود خط مستقيم ضد خط منحنى است. و در كمّيات منفصله گفته مىشود كه عدد ٤ ضد عدد ٥ است. و در كيفيات مىگوييم سياهى ضد سفيدى است. البته در جواهر محل بحث است كه آيا مفهوم ضد به كار مىرود يا نه؟ برخى از متأخرين، ضد را در جواهر به كار نمىبرند ولى خود ارسطو، ضد را در مورد جواهر نيز به كار برده است مثلا آب و بخار ضد هم هستند چون تا صورت جوهرى آب روى ماده باشد، صورت جوهرى بخار نمىآيد.
شيخ مىفرمايد بايد توجه كنيم ضدّى كه محمول كمّيات واقع مىشود غير از آن ضدّى است كه در علم طبيعى مثلا در مورد جواهر و يا اعراض طبيعى به كار مىرود و همچنين اختلاف حيثى دارد با مفهوم ضدى كه در موارد ديگر مثل كيف استعمال مىشود.
و) مثال ديگر مفهوم «مناسبت» است. نسبتسنجى گاهى بين دو عدد است مثل اينكه مىگوييم چهار نصفِ هشت است. و گاهى بين دو سطح يا دو خط است مثل اينكه مىگوييم: اين سطحِ مربع، ثُلثِ آن مربع ديگر است و يا اين خط، نصفِ آن خط است. در اين موارد بايد توجه كنيم كه مناسبت در خط و سطح و حجم، مناسبتِ مقدارى است چنانكه در اعداد،