شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٣
ترجمه
و مىتوان گفت كه فاعل و صورت و غايت در امور طبيعى، واحدِ نوعى هستند و نيز غايتى كه در امور طبيعى غير صورت است خارج از فعل طبيعت بوده، از جانب مبدئى بالاتر از طبيعت و غايت براى او مىباشد مثل اينكه فاعلِ انسان، انسانيتى است و صورتِ او، انسانيتاش مىباشد و اين انسانيت غايتِ فاعل طبيعى است. و امّا كمال ديگرى مثل خرد كردن كه غايت مورد نظر در پَهن آفريدن دندانهاى آسياى انسان است، مقصود مبدئى بالاتر از طبيعت است. و امّا خود تعريضِ دندان، غايت و مقصودى است براى فاعل طبيعى. پس مىتوان گفت غايت در طبيعيات، دوتاست: يكى غايتى كه همان صورت است ـ و آن نهايتِ حركت و تماميّت محركِ طبيعى است مثل تعريض دندان، و ديگرى غايتى بعد از تحقّق صورت است و اين غير از صورتى است كه در حركت تكوين، به قصد اوّلى مورد نظر مىباشد مثل خُرد كردن. و اين غايتى است براى فاعلى برتر از طبيعت.
توضيح
در امور طبيعى مىتوان گفت كه فاعل و صورت و غايت گرچه از نظر وجود با هم تفاوت دارند ولى نوعشان واحد است مثلاً فاعل انسان، پدر و مادرند كه نوعاً با فرزند يكى هستند و همه انسانند. صورتى هم كه پديد مىآيد، انسان است و غايت نيز تحققِ فرد اكمل از همين نوع انسان است. بنابراين فاعل و صورت و غايت، همگى در انسانيت متحدند.
البته اگر فاعل و غايت نهايى را در ماوراء عالم طبيعت لحاظ كنيم، اين اتحاد وجود ندارد. مثلاً اگر خير محض و خير أعلى را به عنوان غايتِ انسان در نظر بگيريم، اين غايت، براى فاعلِ فوق طبيعى مطرح است و نه براى فاعل طبيعى انسان. گاهى مىپرسيم كه چرا طبيعت، اين فرد انسان را به وجود آورده است؟ و گاهى مىپرسيم چرا خداوند انسان را پديد آورده است؟ اين سئوالات متفاوتند و پاسخ آنها نيز متفاوت مىباشد. در پاسخ سؤال اول، بايد غايت فاعل طبيعى را ذكر كنيم و در پاسخ سؤال دوم، بايد غايتِ فعلِ الهى را بيان نماييم. غايتِ فوق طبيعى براى فاعل فوق طبيعى است و غايتِ طبيعى براى فاعل طبيعى.
حاصل آنكه: در طبيعيات دو گونه غايت داريم: غايتى كه در خودِ صورت و عين صورت است و اين غايت، همان نقطه پايان حركت و نتيجه فعلِ محرك طبيعى است مثل پهن بودن دندانها; و غايتِ ديگر، غايتى است كه بيرون از صورت است مثل خرد كردن غذا كه غايتِ