شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٥ - ـ عرض ذاتى و وجه تسميه آن
ـ سبب خلط ذاتى باب ايساغوجى و ذاتى باب برهان
شيخ مىفرمايد سبب اشتباهات كسانى كه بين دو باب مذكور خلط مىكنند يكى اين است كه عادت كردهاند در همه جا ذاتى را به همان معناى ذاتىِ باب كليات خمس بگيرند و توجه نكردهاند كه مصطلحاتى مثل ذاتى، ضرورى و كلّى در كتاب برهان، هيچيك به همان معناى كتاب قياس و ايساغوجى نيست. سبب ديگر اين است كه اينان به خيال خود خواستهاند شرافت برهان را حفظ كنند و لذا گفتهاند محمولاتِ مقدمات برهان بايستى ذاتىِ موضوع به معناى مقوِّم آن باشد! چنانكه گفته شود: استدلالاتى كه در ساير علومْ غير از الهيات به كار مىروند، اصلا برهان نيستند چون برهان همان استدلال اشرف است و استدلال اشرف بايد در علم اشرف به كار رود و علم اشرف همان الهيات است و بنابراين ساير علوم حتّى رياضياتـ فاقد برهاناند. يا گفته شود: قضاياى سالبه خسيس (پست) هستند و برهان كه استدلالى شريف است، بر قضاياى سالبه اقامه نمىشود! شيخ تمام اين سخنان را بىپايه و اساس مىشمارد و توصيه مىكند كه اهل حكمت و منطق نبايد به اينگونه سخنان گوش فرا دهند و براى آنها ارزشى قائل شوند.
ـ عرض ذاتى و وجه تسميه آن
در هر علمى وقتى از يكدسته مسائل بحث مىكنيم، اين مسائل اختصاص به همان علم و موضوع آن دارد و اختصاص مسائل به اين معنى است كه محمولات آنها مخصوص موضوع همان علم است و به اين محمولات، عرض ذاتى گفته مىشود. اين رابطه بين عرض ذاتى و موضوع علم، صِرفاً قراردادى نيست، و بايد در هر علمى جستجو كنيم و محمولات مختص موضوع آن علم را پيدا كرده در آن علم از آنها بحث كنيم. گاهى براهين يك علم در علم ديگرى نيز مورد استفاده واقع مىشود، ولى اصل اين است كه هر علمى داراى براهين و مفاهيم مخصوص خودش باشد.
موضوع و معروضِ عرض ذاتى، يا خود عرض را دائماً دارد و يا ضد و مقابلش را. به هرحال وقتى مىگوييم عرض ذاتى مخصوصِ موضوع است به يكى از اين دو صورت است. و منظور از مقابل، يا مقابل وجودى است يا مقابلِ عدمى. مقابل وجودى همان ضد است و مقابل عدمى، عدم ملكه است. و طبعاً سلب مطلق و سلب تحصيلى مراد نيست چون به سلب تحصيلى هر چيزى را مىتوان از موضوع سلب كرد، امّا آنچه در قضاياى علومْ لازم است