شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٢ - ـ اصطلاح « ذاتى» به معناى اوّلى و بلاواسطه
ـ اصطلاح «ذاتى» در باب فاعل و غايت
گاهى اصطلاح ذاتى يا بذاته در مورد فاعل و غايت به كار مىرود. در فلسفه و در بحث اتفاق گفته مىشود كه آيا امور اتفاقى، غايت دارد يا نه؟ يك فعل را اگر نسبت به غايت بالذاتاش بسنجيم، اتفاقى نيست بلكه هميشگى است و اگر نسبت به غايت بالعرضاش در نظر بگيريم، نام اتفاق بخود مىگيرد و اقلى الوقوع مىشود. مثلا كسى كه زمينى را مىكند، اگر فعل او را نسبت به آخرين نقطهاى كه به آن مىرسد بسنجيم، آن نقطه غايت بالذات براى آن فعل است و اگر نسبت به حصول گنج بسنجيم، اين غايت، بالعرض است و اين امر اتفاقى است.
پس اتفاق عبارت است از نسبت دادن فعلى به غايتِ بالعرض. بنابراين يك اصطلاح ديگر بالذات و بالعرض مربوط به بحث غايت است و ربطى به بحث برهان ندارد. همينطور اگر سبب را نسبت به مسبَّب هميشگىاش بسنجيم، آن سبب را بالذات مىگويند. مثلا ذبح و سر بريدن گوسفند، سبب ذاتى براى مردنِ گوسفند است امّا مثلا راه رفتن گاهى به يافتن گنج منتهى مىشود ولى سبب ذاتىِ آن نيست، بلكه سبب بالعرض است. حاصل سخن اينكه گاهى عرضى در مورد اتفاقى و ذاتى در مورد غير اتفاقى به كار مىرود.
ـ اصطلاح «ذاتى» به معناى اوّلى و بلاواسطه
گاهى محمول عرضى براى حمل بر موضوع، احتياج به واسطه در عروض دارد. مثلا بياض اولا حمل بر سطح مىشود و سپس بر جسم حمل مىگردد. وقتى مىگوييم «جسم ابيض است» در واقع اولا ابيض حمل بر سطح جسم مىشود و به واسطه سطح، حمل بر جسم مىشود. بنابراين حمل ابيض بر سطح، بالذات است و حمل آن بر جسم، بالعرض است. اين هم اصطلاح ديگرى براى بالذات و بالعرض است.
حاصل سخن: آنكه سه معناى اخير كه براى «ذاتى» گفته شد در كتاب برهان مدّ نظر نيست و آنچه كه در بحث برهان مورد نظر است، دو معناى اوّل است كه بيانگر رابطه موضوع و محمول مىباشند.
متن
فهذهِ هى الوجوهُ الخارجةُ عَن غرضِنا هاهُنا. بل الدّاخلُ فى غَرَضنا هو المذكورانِ الأوّلانِ. فأنّه قد يُطلَقُ لفظَةُ «ما بذاته» مرادفةً لِما هو مقولٌ من جهةِ «ما هو» على المعنى المذكورِ فى هذا