شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٥ - غايتِ جدل
ترجمه
و بدان اختلاف علومى كه داراى موضوع واحدى هستند، به دو گونه است: يا اين چنين است كه يكى از دو علم، موضوع را به طور مطلق لحاظ كرده از آن بحث مىكند و ديگرى همان موضوع را از جهت خاصى مورد بحث قرار مىدهد، مثل اينكه بخشى از علم طبيعى «انسان» را به صورت مطلق مورد بحث قرار مىدهد و علم طب هم كه تحت علم طبيعى است انسان را از جهت صحت و مرض مورد بحث قرار مىدهد نه به نحو مطلق. و يا اين چنين است كه هر يك از دو علم از جهتى غير از جهت علم ديگر، درباره آن موضوع بحث مىكند. مثل اينكه منجّم و طبيعى هر دو درباره جسم عالم و يا جرم فلك بحث مىكنند ولى جسم كلّ عالم كه موضوع علم طبيعى است مشروط به شرطى است و آن شرط اين است كه ذاتاً مبدأ حركت و سكون است، امّا منجّم كه از جسم عالم بحث مىكند مشروط به شرطى ديگر، يعنى كميت داشتن آن است. و ايندو علم گرچه در بحث از كرويّت مشتركند ولى نجوم از آن جهت كه فلك داراى كميّت است و عوارضى از همين جهت بر آن عارض مىشود، درباره آن بحث مىكند و امّا علم طبيعى از آن جهت درباره كرويت فلك بحث مىكند كه داراى طبيعت ساده و بسيطى است كه مبدأ حركت و سكونِ آن بر هيئت خاصّى مىشود، و چنين هيئت فساد و تغييرناپذيرى نمىتواند اجزاء مختلفى داشته باشد كه بعضى زوايهدار و بعضى بىزاويه باشد داراى اجزاء مختلف چون قوه واحد در ماده واحد به صورت مشابه كار مىكند، و امّا عالم هندسه مىگويد: فلك كروى است چون مناظرش چنين و چنان است و خطوطى كه از خارج به سمت فلك ترسيم مىشوند، چنين كرويتى را ايجاب مىكنند. پس عالم طبيعى فقط از حيث قوايى كه در فلك وجود دارد درباره آن بحث مىكند، ولى مهندس از جهت كميتى كه در فلك موجود است و لذا گاهى اتفاق مىافتد كه ايندو در بعضى مسائل متفّق باشند: چون موضوعشان واحد است و البته در اكثر مسائل، با يكديگر تفاوت دارند.
توضيح
گفتيم گاهى موضوعات علوم با يكديگر اختلاف واقعى دارند و گاهى موضوع دو يا چند علم، يك چيز است، امّا هر يك از اين علوم، از جهتِ خاصى درباره آن موضوعْ بحث مىكنند. مثلا يك علم از يك موضوعِ معيّنى به لحاظِ اطلاقش صحبت مىكند و علم ديگر از همان موضوع