شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٦ - ـ جمع بندى و نقد
شيخ مىفرمايد: علت اينكه در برهان نبايد محمول از عوارض غريبه باشد اين نيست كه در آن صورت، برهان انّى مىشود و نه لمّى، بلكه ـ چنانكه از كلام معلم اول، ارسطو، فهميده مىشود ـ علتش اين است كه اوسط نسبت به اكبر در هر برهانى، يا مساوى است و يا اخص است و هرگز نمىشود كه اكبر اخص از اوسط باشد و الاّ اصلا اوسط واسطه در اثبات هم نخواهد بود. حال اگر اوسط نسبت به اصغر، عرض غريب باشد، اكبر هم كه به واسطه اين اوسط براى اصغر ثابت مىشود، غريب خواهد بود در صورتى كه در هر علمى بايد از احوال و اوصافِ مختصّ به موضوع آن علمْ بحث كنيم.
ـ قياس علامت و دليل
شيخ در اينجا مىفرمايد اگر حد وسط اخص يا مساوىِ با اكبر نباشد، بلكه اعم از حد اكبر باشد، چنين قياسى مفيد ظن خواهد بود و نه يقين. مثلا اگر كسى بخواهد از راه زردى چهره يك زن، نتيجه بگيرد كه آن زن وضع حمل كرده است، اين قياس برهانى نيست و افاده يقين نمىكند، زيرا زردى چهره، اعم از وضع حمل است، ممكن است زنى در اثر ابتلاء به بيمارى يرقان چهرهاش زرد شده باشد. اين قياس، قياس علامت است و نوعى از دليل محسوب مىشود كه مفيد ظن است و يقينآور نيست. و به فرض كه اين قياس در موردى صادق افتد و زنى زرد چهره، وضع حمل كرده باشد، اين نتيجه و صدق آن، بالعرض به مقدمات مزبور نسبت داده مىشود و بالذات نيست. يعنى اتفاقاً اين مقدمات، نتيجه صادقى را در موردى افاده كرده است و الاّ كليّت ندارد و در همه موارد صحيح نيست.
ـ جمعبندى و نقد
در چند جلسه گذشته مطالبى درباره ذاتىِ باب برهان خوانديم و ديديم كه مباحث پيچيدهاى است و اين نشان مىدهد كه گذشتگان ما چه زحماتى متحمل شدهاند و چه دقتهايى كردهاند تا مباحث علمى را پخته كنند و به دست امثال ما بسپارند.
شيخ فرمود كه ذاتى باب برهان اعم است از ذاتى باب ايساغوجى. امّا در تعريف عرض ذاتى و ذاتى باب برهان، بزرگان فلاسفه و منطقدانان اختلاف دارند:
الف) برخى مثل خواجه طوسى در اساسالاقتباس تأكيد دارند كه ذاتى باب برهان آن محمولى است كه مختص موضوع باشد و محال باشد در غير آن يافت شود. به نظر ما اين