شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٨ - فصل اخير در جواب « ما هو؟»
متن
فَأقولُ قَبل أَنْ نَرجِعَ إلى الغَرضِ يَجبُ أنْ نَستيقنَ مِن هذا أَنَّ الفُصولَ صالحةٌ فى أَن تكونَ داخلة فى جوابِ ما هو صُلوحَ الجنسِ. و فى التَّعليمِ الأَوّلِ وَضَعَ الفصلَ و الجنسَ كلَّ واحد منهما للنّوعِ كالآخر فى كونِه داخِلا فى ماهيته، و مقولا فى طريقِ ماهو. ثمَّ قد جَعل الفصلَ الأخيرَ الموردَ فى حد[١] الجِنسِ بأنّه مقولٌ فى جوابِ ما هو: و فَرَّق به بين الجنس و الفصلِ و غيرِ الفَصلِ.[٢]
فَيَجبُ مِن ذلك أن يكونَ المقولُ فى جوابِ ما هو غيرَ المقولِ فى طريقِ ما هو، و أن يكونَ بينَهما فُرقانٌ على ما رأيناه و أوضَحناهُ فى موضِعِه.
ترجمه
قبل از اينكه به غرض اصلى بپردازيم، مىگويم بايد يقين كنيم كه فصول همانند جنس صلاحيت دارند كه در جوابِ ما هو داخل شوند. و ارسطو در تعليم اوّل هر يك از فصل و جنس را در اينكه داخل در ماهيتِ نوع هستند مثل هم دانسته و هر دو را محمول در طريقِ ما هو شمرده است. سپس فصل اخير را كه در رديفِ جنس مىآيد، محمول در جواب ما هو دانسته است، و به اين وسيله بين جنس و فصل و فصل اخير فرق گذاشته است.
پس لازم مىآيد كه مقولِ در جواب ما هو غير از مقول در طريقِ ما هو باشد و همانطور كه ما در محل خودش توضيح دادهايم بين آنها فرق است.
متن
فصل اخير در جواب «ما هو؟»
شيخ(رحمه الله) اشاره مىكند به كلامى از ارسطو و تفسير غلطى كه براى كلام وى شده است. ارسطو معتقد است كه فصل اخير به تنهايى مىتواند در جواب «ما هو» واقع شود. يعنى اگر بپرسيم «الانسان ما هو» مىتوان در جواب گفت: ناطقٌ. پس فصل اخير، هم «فى طريق ما هو» واقع
[١] به معناى «در رتبه جنس» است نه به معناى تعريفِ جنس (غ). [٢] تعبير «غيرالفصل» تعبير رسايى نيست مگر اينكه «ال» را عهد ذكرى بگيريم و مراد از آن غير از فصل اخير باشد.