شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٦ - ـ اقسام محمول اوّلى
عرض ذاتى خواهد بود براى جنسِ اين نوع كه همان جسم طبيعى است. و امّا گاهى موضوع يك علم از قبيل اعراض است مثل حساب و هندسه كه موضوعشان به ترتيب كم منفصل و كمّ متصل است. در اينجا ضرورتى ندارد كه جنسِ عرض ذاتى كه محمولِ مسئله است، براى جنسِ موضوع علم، عرض ذاتى باشد. چون ممكن است جنسِ عرض ذاتى، از مقوله كيف باشد و حال آنكه موضوع علم از مقوله كمّ است و ايندو ربطى به هم ندارد و هيچيك در تعريف ديگرى اخذ نمىشود. مثال خود شيخ(رحمه الله) از موسيقى است. موسيقى يكى از شاخههاى علوم رياضى است و در اين علم، از انواع نغمهها بحث مىشود. گاهى نغمهها، صفتِ توافق دارند و گاهى صفت تنافر دارند. پس توافق و تنافر از محمولاتى هستند كه در مسائل علم موسيقى به عنوان عرض ذاتى به كار مىروند. و امّا جنسِ تنافر يا توافق كه همان مقوله اضافه است، ضرورتاً از اعراض ذاتيه جنسِ موضوعات مسائل يعنى كمّ نيست. نه كمّ در حد اضافه اخذ مىشود و نه اضافه در حدّ كم مأخوذ است. و اگر نغمه را كيف بدانيم، جنس نغمه كه كيف است، در حد اضافه اخذ نمىشود و اضافه هم در حدّ كيف مأخوذ نيست.
ـ اقسام محمول اوّلى
برخى محمولات اوّلى، خاص موضوعند مثل فصل ناطق براى انسان، كه هم محمول اوّلى است و هم خاصِ انسان است. همينطور است، حسّاس براى حيوان. حدّ نيز براى محدود خود، هم محمولِ اوّلى است و هم خاص است. البته بعضى از فصولْ ممكن است اوّلى باشند ولى خاص نباشند، مثل همين مفهوم ناطق، بنابر آنچه گفتهاند كه فصل مَلَك نيز هست. همچنين حيوان براى انسان، محمول اوّلى است ولى خاص انسان نيست. مثال ديگر، انقسام به متساويين است كه فصل زوج در ميان اعداد است و همين فصل، عدد فرد را از زوج جدا مىكند ولى اين محمول انقسام، مختص عدد زوج نيست بلكه در كميات متّصله مثل خط و سطح و حجم نيز وجود دارد.
گاهى محمول اوّلى، اعم از موضوع است مثل جنسِ قريب كه حمل بر نوع مىشود و اوّلى است. امّا مخصوص آن نوع نيست: مثلا حيوان براى انسان، اوّلى است ولى مختص انسان نيست. و امّا حدّ يعنى مركب از جنس و فصلـ وقتى بر نوع حمل مىشود، هم اوّلى است و هم خاص است.