شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - ـ فرق موضوع معروض له با جنس معروض له
بيان كنيم مىگوييم: مثلثى كه يك ضلع آن بر ضلع ديگر عمود باشد، مجموع مجذور دو ضلع قائم بر هم در آن مثلث، مساوى است با مجذور ضلع ديگر كه همان وتر مثلث است. در اين قضيه، مىتوانيم محمول را مساوات بگيريم. در اين صورت، موضوعِ آن مىشود: مجذور وتر با مجموع مجذور دو ضلع ديگر. خودِ اين مربع يا مجذور، عارض بر ضلع است و ضلع عارض مثلث است. امّا عارض در اينجا، عارض مثلث قائمالزاويه است. پس چند تا واسطه داريم: مساوات حمل مىشود بر مجذور، مجذور حمل مىشود بر ضلع. ضلع براى مثلث قائمالزاويه ثابت است و مثلث، جنسِ مثلث قائمالزاويه است. قاعدتاً بايد شيخ(رحمه الله) مىفرمود در اين مثال، جنس موضوع معروضله در تعريف عارض اخذ شده است، امّا ايشان اين را براى اخذ موضوع معروضله در حدّ عارض، مثال آورده است كه محل مناقشه است.
ـ فرق موضوع معروضله با جنس معروضله
فرق ايندو در اين است كه معروضله گاهى از جنس موضوع است، آنجا ديگر موضوع به كار نمىبريم. مثلا مىگوييم اگر عدد زوجى در زوج ديگرى ضرب شود حاصل ضرب نيز زوج خواهد بود. در اينجا خود زوجيت، كيفيّتى است در عدد. و زوجالزوج بودن نيز نوعى از زوجيّت است. هر دوى اينها كيفيتى است كه عارض عدد مىشود و عدد، كميت است و لذا عدد براى زوجيّت، جنس نيست بلكه معروض است و موضوعِ اين زوجيّت است. در اينجا است كه از تعبير موضوع معروضله استفاده مىكنيم. امّا در مورد مثلث و مثلث قائمالزاويه، مىتوانيم بگوييم كه مثلث، جنس است براى مثلث قائمالزاويه.
توجه
شايد در نسخه اصلى، تعبير جنسالموضوع هم بوده و بعداً حذف شده و شايد در مثالهاى شيخ تقديم و تأخيرى باشد.
مگر اينكه اصلا حكم و محمول را مساوات بگيريم و موضوع مساوات را ضلع قرار دهيم و مثلث را معروض موضوع بدانيم. در اين صورت، مثلث، مىشود معروض ضلع، و ضلعْ موضوعِ مساوات است و بنابراين مثلث مىشود: معروضِ موضوع. و باز هم با تعبير «موضوع المعروضله» تطبيق نمىكند.