شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٣ - ـ نشانه مبادى خاصّه
و مىگوييم: گاهى براى يك علم، تنها يك موضوعْ وجود دارد مثل عدد كه موضوع علم حساب است. و گاهى موضوعِ علم، واحد نيست بلكه موضوعاتِ متعددى هستند كه همه در يك چيز مشتركاند. و اين خود به چند گونه است: يا در جنس شريكاند مثل اشتراك خط و سطح و جسم (جسم تعليمى يعنى حجم) در جنس، كه همان مقدار است; و يا در يك مناسبت و ارتباط، شريك و متحدند مثل اشتراك نقطه و خط و سطح و جسم (حجم) كه در اينجا نسبت اولى به دومى مثل نسبت دومى به سومى و سومى به چهارمى است. و يا اشتراك موضوعات در غايت واحد است مثل اشتراك موضوعات علم پزشكى يعنى اركان و مزاجات و اخلاط و اعضاء و قوا و افعالـ در صورتى كه اينها به عنوان موضوعات متعدد علم پزشكى لحاظ شوند نه به عنوان أجزاء يك موضوع واحد، كه در اين صورت همه اينها از جهت نسبت داشتن با سلامتى، اشتراك دارند، و موضوعات علم اخلاق كه از حيث نسبتشان با عادت، مشتركاند. و يا اينكه اشتراك موضوعات در يك مبدأ و اصل واحد است مثل اشتراكِ موضوعات علم كلام كه همگى در ارتباط با يك اصل واحد شريكاند و آن: يا اطاعت از شريعت است و يا الهى بودن آنها.
توضيح
شيخ مىفرمايد: وقتى مىخواهيم از يك مبدأ عام در يك علم خاص استفاده كنيم گاهى هم در موضوع آن مبدأ عام تصرف مىكنيم و آن را قيد مىزنيم و هم در محمولِ آن، مثل اينكه مىخواهيم از اصل امتناع تناقض در حوزه هندسه استفاده كنيم، مىگوييم: هر مقدارى يا مشارك است يا مباين، يعنى به جاى «كلُّ شىء إمّا ان يصدق عليه السلب او الايجاب»، مصداقى از مصاديقِ آن را قرار مىدهيم كه در هندسه مورد استفاده است. در هندسه ما نيازى به مطرح كردن اصل و قاعده كلى امتناع تناقض نداريم مگر براى كسانى كه بخواهند در بديهيات تشكيك كنند. امّا به قاعده «كل مقدار امّا مُشارِكٌ أو مباين» نيازمنديم.
متن
و أيضاً فإنَّ موضوعَ الِعلم إمّا أن يكونَ قد أُخِذَ على الإطلاقِ من جهةِ هويته و طبيعته غيرَ مشترط فيها زيادةُ معنى، ثم طُلبت عوارضها الذاتيةُ المطلقةُ مثل العددِ للحساب. و إمّا أنْ يكونَ قد أخِذ لا على الإطلاقِ، و لكن من جهةِ اشتراطِ زيادِ معنىً على طبيعته من غير أنْ