شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٦ - ـ نكته
به لحاظِ تقيّدش به قيد خاصى سخن مىگويد. مثل دو علم طب و طبيعيات كه هردو از انسان سخن مىگويند امّا طبيعيات آنجا كه از انسان سخن مىگويد، انسان را مطلق در نظر مىگيرد. ولى علم طب، از همين انسان به لحاظ صحت و مرضش سخن مىگويد.
ـ نكته
اين مثالى كه شيخ ذكر مىكند، در بحثهاى قبلى كه درباره تعدد حقيقى موضوعات علوم بود، نيز مطرح شد و لذا در مثالهايى كه شيخ براى اختلاف و تعدد موضوعات علوم آورده، جاى تأمّل هست.
گاهى دو علم در يك موضوعْ بحث مىكنند امّا هر كدام از جهتِ خاصى به آن موضوع نظر مىكنند و اين جهات با يكديگر تباين دارند. مثلا بخشى از طبيعيات با عنوان «سماء و عالم» درباره افلاك بحث مىكند. علم هيئت كه بخشى از رياضيات است نيز درباره افلاك بحث مىكند و چه بسا در برخى موارد، مسائل ايندو عين يكديگر است، امّا هركدام از جهتِ خاصى درباره افلاك بحث مىكنند. در طبيعيات كه از افلاك بحث مىشود از جهت كون و فساد است و در آنجا اثبات مىشود كه فلك قابل كون و فساد نيست و تغيير و تحول در آن راه ندارد، بلكه آنچه طبيعتاش اقتضا مىكند در همه اجزاء و حالاتش يكسان است و لذا شكلش ضرورتاً كروى است. يعنى طبيعت فلك هرگز اقتضا نمىكند كه يك گوشهاش زاويه داشته باشد و گوشه ديگرش چنين نباشد. امّا در علم هيئت، از اين جهت بحث نمىشود، بلكه از راه رصد كردن و از راه مشاهده اثبات مىشود كه اجرام بالا، كروىاند. و روشن است كه منظور شيخ از «منجّم» در اينجا دانشمند علم هيئت است.
متن
و نقولُ من رأس: إنَّ العلومَ المشتركةَ إمّا أنْ تشتركَ فى المبادئ، و إمّا أن تَشتركَ فى الموضوعاتِ، و إمّا فى المسائل. و المشتركة فى المبادئ فلسنا نعنى بها المشتركة فى المبادئ العامّةِ لكلِّ علم، بل المشتركة فى المبادئ الّتى تعمُّ علوماً ما، مثلُ العلوم الرياضية المشتركةِ فى أنّ الأشياءَ المساويةَ لشىء واحد متساويةٌ.
و تلك الشركةُ إمّا أن تكونَ على مرتبة واحدة كالهندسة و العدد فى المبدأ الّذى ذكرناه. و