شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٩ - نقل برهان در دو علم متباين
شخصى، علم بالعرض خواهد بود. از اينرو وقتى اين علم از مرتبه حس زائل گردد، حتى در ذاتيات، شك حاصل مىشود. مثل اينكه آيا زيد حيوان است يا نه؟ چرا كه زيد اگر بميرد يا فاسد گردد، ديگر حيوان نيست.
توضيح
در اين مبحث، شيخ از برهان در قضاياى شخصيه سخن مىگويد. خواجه طوسى(رحمه الله)اين مطلب را به صورت مستقل در آخرين فصل از كتاب برهانش آورده است. ارسطو نيز در كتاب منطق خود از آن بحث كرده است.[١] شيخ(رحمه الله) كلماتى را از ارسطو نقل مىكند و خود توضيحاتى بر آنها مىافزايد و به اشكالاتى كه ممكن است در اين موضوع مطرح گردد، پاسخ مىدهد. ارسطو مىگويد چون برهان بايد مفيد يقين دائمى باشد، يكى از شرايط برهان اين است كه مقدمهاش كلّى و دائمى باشد. لذا نسبت به قضاياى شخصيه كه دائماً در معرض تغيّر هستند نمىتوان برهان اقامه كرد. مثلا زيد امروز صفتى را دارد و فردا آن را از دست مىدهد و صفت ديگرى پيدا مىكند. براى علم به اين گونه صفاتِ متغير در قضاياى شخصيه، بايد از احساس استفاده كرد. و برهان نمىتواند چنين علمى را افاده كند. آرى مىتوان قياسى تشكيل داد و به نتيجهاى رسيد، امّا اين قياس، برهانى نيست. زيرا بر امورى كه در معرض كون و فسادند، برهان اقامه نمىگردد، گرچه مىتوان قياس تشكيل داد. اين قياس فقط نتيجه مىدهد كه حالِ شىء، چنين هست، ولى نمىگويد كه محال است چنين نباشد.
شيخ(رحمه الله) گامى فراتر مىگذارد و مىگويد حتى علم هم به امور و قضاياى شخصيه تعلّق نمىگيرد. البته مراد از اين علم، علمِ ثابتِ كلى و دائمى است و الاّ اگر مراد مطلقِ علم باشد، مىدانيم كه علم جزئىِ شخصى به اينگونه امور كائن و فاسد هم تعلق مىگيرد. علم كلى و دائمى، به ماهيت كليه تعلق مىگيرد و بالعرض به اشخاص نسبت داده مىشود. مثلا وقتى علم داريم كه زيد ناطق است، در حقيقت اين ناطقيت، مالِ مطلقِ انسان است و بالعرض به زيد نسبت داده مىشود. پس چون مىدانيم انسان ناطق است، مىگوييم زيد هم ناطق است. ناطقيت براى شخص، ذاتى نيست بلكه براى كلّىِ ماهيتِ انسان، ذاتى است. و لذا اگر شخصِ زيد ـ مثلا ـ بميرد و ذاتش فاسد گردد، ضررى به ذاتيّتِ ناطق براى انسان نمىزند. خود زيد هم هميشه انسان نيست، بلكه از بين مىرود و تغيير ماهيت پيدا مىكند و لذا زيد مادام كه انسان
[١] ر.ك: منطق ارسطو: ج ٢ / ص ٣٥٤.