شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - ـ ضديت در موضوعات علم رياضى و علم طبيعى
مىگوييم ـ مثلا ـ موجود شبيه الجنس است براى قوه و فعل، و قوه و فعل از اعراض ذاتيه موجود است و اختصاص به جسم كه موضوع علم طبيعى است ندارد، بلكه عارض چيزى مىشود كه نسبت به جسم طبيعى، شبيه الجنس است نه جنس.
مثال ديگر: يكى از محمولاتى كه در علوم طبيعى به كار مىرود عنوان ضديت است، مثلا مىگوييم آبْ ضد آتش است. در عين حال ضديت اختصاص به جسم ندارد بلكه از عوارض امرى است كه اعم از جوهر و عرض مىباشد چرا كه ضديت هم در جوهر است و هم در اعراض. پس معروضِ آن چيزى است كه هم شامل جوهر مىشود و هم شامل عرض. از طرفى جنسى وجود ندارد كه اعم از جوهر و عرض باشد، پس آن امر شبيه الجنس است.
ـ ضديت در موضوعات علم رياضى و علم طبيعى
اگر كسى اشكال كند كه اگر ضديت محمولى است كه از عوارض ذاتيه چيزى اعم از جوهر و عرض به شمار مىرود پس بايد در مسائل علم رياضى هم كه موضوع آن عَرَض (كميت) است، ضديت مطرح شود؟ شيخ در جواب مىفرمايد: موضوعات علم رياضى به نحو غير متحرك اخذ مىشوند يعنى وقتى مثلا صحبت از دايره يا كره به ميان مىآيد، در حال ثبات لحاظ مىشوند نه درحال تغير و دگرگونى كه مسئله تضاد حالتى با حالتِ ديگرِ آن مطرح شود، و يا اگر حركتى هم براى آنها در نظر گرفته مىشود، حركت يكنواخت و متشابه است كه در آن تضادى نيست. مثلا اگر براى افلاك مثل فلك اطلس يا فلك البروج حركتى لحاظ مىشود، يكنواخت و ثابت است و بهگونهاى نيست كه فلك امروز يك حركت داشته باشد و فردا حركتى ضد آن. گرچه اين حركات در همه جهات مثل هم نيستند ولى در عين حال ضد يكديگر هم نيستند. بر خلاف موضوعات علوم طبيعى كه استعداد تغيّر دارند و حركاتشان هم ضد يكديگر است و بنابراين ضديتْ عارض آنها مىشود.
متن
فأمّا إذا كان المطلوب هو اللمّيةَ دون الإنيّة فيصلحُ أن يُجعل مُقوِّمٌ ما حداً أوسطَ يبيَّن به مقوّمٌ آخرُ إذا كان الأوسط علة لوجود الأكبر له: إذ يكون الأكبر أوّلا لِلأوسط، و بسببه يكون للأصغر، كالمُدرك فإنّه أوّلا للنّاطقِ و الحّاسِ ثم للإنسانِ.