شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٤ - در « كلى» بودن مقدمات برهان و در معناى « اوّلى» و تتميم سخن درباره « ذاتى»
مثل جنس و برخى ديگر از فصلها مانند منقسم به دو عدد مساوى براى زوج و همچنين ناطق براى انسان در نظر كسى كه ناطق را بين انسان و فرشته مشترك مىداند.
متن
و الجِنسُ أوّلىٌ غيرُ خاصٍّ، و الحدّ أوّلىٌّ خاصٌّ. و أَمّا المحمولاتُ الَّتى هى أعراضٌ ذاتيّةٌ فَمِنها أوّليةٌ خاصّةٌ كحال زوايا المثلّثِ للمثلّث، و منها أوّليةٌ غيرُ خاصّة مثلُ كونِ الزّوايتَين اللَّتَينِ من جهة واحدة مساويَتين لِقائمتين: فاِنّه أوّلىٌّ للخطِّ الواقعِ على خطَّين المصيِّرِ زاويَتيهِما المتبادِلَتَين متساويَتينِ، و للخطّ الواقعِ على خطَّين المُصيِّرِ الزّاويةَ الخارجةَ كالدّاخلةِ المقابلةِ; و لكن ليسَ بخاص لأحدِهما. و هذا الخطُّ و إن كانَ واحداً بالذّاتِ فهو إثنانِ بالمعنى و الإعتبارِ. فإنْ صَعُبَ عليكَ تصوّرُ هذه الإثنَينيّةِ فَخُذْ بَدَلَهما الخَطَّ الواقعَ على خطّين، الجاعلَ زوايتَى جهة واحدة متساويَتَينِ، و الآخَرَ الجاعلَ إيّاهُما مختلفَتَينِ، لكنَّ المتبادِلَتَين متَساويتانِ.
ترجمه
جنس، اوّلى غير خاص است و حدّ، اوّلىِ خاص. و امّا از ميان محمولاتى كه عرض ذاتى هستند، يك دسته اوّلى خاصاند مثل تساوى با دو قائمه كه وصف زواياى مثلث است و مخصوص آن است، و يك دسته اوّلى غير خاصاند مثل تساوىِ دو زاويه از يك جهت با دو قائمه، كه اين وصف اولى است براى خطى كه واقع شود بر دو خط ديگر و دو زاويه متبادِل آن دو خط را مساوى گرداند. و همچنين أوّلى است براى خطى كه بر دو خط ديگر واقع شود و زوايه خارجى را مانند زاويه داخلىِ مقابل گرداند، و اختصاص به هيچيك از ايندو خط، ندارد. و اين خط گرچه ذاتاً واحد است ولى اعتباراً دو خط شمرده مىشود. و اگر تصور اين دوگانگى براى تو مشكل است، به جاى آن دو، دو خط را در نظر بگير كه يكى از آنها بر دو خط واقع شده و دو زاويه از جهت واحد را متساوى مىكند، و خط ديگرى كه آنها را مختلف مىسازد، لكن در هر صورت، دو زاويه متبادل، متساوى هستند.
توضيح
گاهى بين مقدمه اوليه و مقدمهاى كه محمولش اوّلى است خلط مىشود. مقدمهاى كه محمولش