شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤ - ـ عرض ذاتىِ ضرورى الثبوت و غير ضرورى الثبوت
انسان است ثابت مىشود پس حمل آن بر حيوان با واسطه اخصّ است، و امّا سفيدى براى حيوان از آن جهت است كه جسم مركب است يعنى واسطه اعم دارد. و از بين اين اعراض ذاتى برخى ضرورى هستند مثل قوه خنديدن براى انسان، و برخى غير ضرورىاند مثل ضحكِ بالفعل براى انسان.
ـ اصطلاح اخص ارسطو در «ذاتى»
ارسطو در منطق خود ذاتى را به معنايى به كار برده كه گويا مفهوم اوّليت را هم در آن اِشراب نموده است. توضيح اينكه عرضى ذاتى گاهى به واسطه امر اعمى بر موضوع حمل مىشود و گاهى به واسطه امر اخص و گاهى به واسطه امر مساوى و گاهى اصلا بلاواسطه است. ارسطو مىگويد ذاتى آن است كه براى عروض خود، نه واسطه اعم داشته باشد و نه واسطه اخص. يعنى يا بلاواسطه باشد و يا واسطه مساوى داشته باشد و اين همان معناى «اوّلى» است. پس ارسطو معناى اوّليت را در معناى ذاتى ادغام نموده است و لذا بلافاصله نتيجه گرفته است كه ذاتى بايد اوّلى باشد.
ديگران بعد از ارسطو چون به اين نكته پى نبردند، دچار تشويش شده و در مقام نقض سخن ارسطو برآمدند و گفتند چنين شرطى لازم نيست، چون بسيارى از اعراض ذاتيه كه در علوم به كار مىروند، به واسطه امر اعم يا اخص بر معروض خود حمل مىشوند. سرّ اشتباه آنان اين است كه از اصطلاح اخصّ كه معناى اوّلى هم در آنْ درج مىشود غفلت كردهاند.
ـ عرض ذاتىِ ضرورى الثبوت و غير ضرورى الثبوت
شيخ در صفحات قبل فرمود: «على ما سنوضح» و در اينجا اشاره مىكند كه عرض ذاتى به معناى عام بر دو قسم است: يك قسم ضرورى الثبوت براى موضوع است يعنى از آن منفك نمىشود، و قسم دوم آن است كه از معروض منفك مىشود. مثلا قوه ضحك براى انسان، عرض ذاتى ضرورى الثبوت است و امّا ضحكِ بالفعل، عرض ذاتىِ غير ضرورى الثبوت است، چرا كه انسان گاهى بالفعل در حال خنديدن است و گاهى در چنين حالى نيست.
متن
و قد بَلَغَ مِن عدولِ بعضِ النّاسِ عنِ المَحَجَّةِ فى هذا البابِ لسوءِ فهمِه أنْ ظَنّ أنّ المحمولاتِ