شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٢ - ـ حاصل سخن
محمولات از اعراضِ ذاتى موضوع مسئله و موضوع علم باشند. در حالى كه اين مسئله ربطى به مقدمات برهان ندارد. در اينجا بايد ديد داعى بر اين مطلب در باب علوم چه بوده است؟ علماء ابتدا آمدهاند علوم را تقسيم كرده و تباين علوم را به موضوعاتشان گرفتهاند و گفتهاند هر علمى بايد از محمولاتى كه مناسب با آن علم و با موضوع آن علم است بحث كند. و اگر از محمولى بحث كنيم كه اعم از يك علم است، با طرحِ تقسيم علوم، منافات پيدا مىكند. خود شيخ فرمود: اگر مثلا در علمى كه موضوعش انسان است از حركتِ انسان صحبت كنيم، نامناسب است، چرا كه حركتْ اختصاصى به انسان ندارد و در اشياء ديگر هم يافت مىشود. پس معلوم مىشود اينكه علماء گفتهاند در علوم بايستى محمولاتِ مسائل نسبت به موضوع مسئله و موضوع علمْ ذاتى باشد، براى اين است كه آن قراردادى كه در طبقهبندى و تقسيم علوم كردهاند به هم نخورد و هر علمى، محدوده خودش را داشته باشد. نتيجه اينكه در خود كتاب برهان هم، ذاتى به دو معناست: يكى اينكه مىگوييم محمولاتِ مقدمات بايستى براى موضوعاتشان ذاتى باشد كه اين به همان معناى بيّن بودن است. ديگر اينكه مىگوييم محمولاتِ مسائل بايستى نسبت به موضوع علمْ ذاتى باشند. اين معناى دوّم اصلا ربطى به كتاب برهان ندارد، بلكه اين مطلبى است كه از بحث تقسيم علوم ناشى شده و طبق قرارداد است. يعنى براى اينكه هرج و مرجى در بين علوم پيش نيايد، مصلحت تعليم و تعلّم اقتضاء كرده است كه اين قيد در محمولاتِ مسائل علوم لحاظ شود.
ـ حاصل سخن:
علماء براى اينكه يك محور واحد براى همه مسائل يك علم درست كنند گفتهاند: هر علمى بايد يك موضوع عام و فراگير داشته باشد و همه موضوعاتِ مسائل آن علم را به نحوى پوشش دهد. حال، اين موضوع نسبت به موضوعاتِ مسائل، يا بايد نسبتِ كلى به جزئى داشته باشد مثل موضوع فلسفه كه موجود بماهو موجود است، و يا بايد نسبت كل به اجزاء داشته باشد مثل بدن انسان كه موضوع طب است. اين مطلب، يك امر قراردادى است، نه برهانى. همينطور وقتى مىگويند محمولات مسائل علوم بايد ذاتى باشند و اختصاص به موضوع همان علم داشته باشند، يك امر قراردادى است و بهترين دليل و نشانه آن اين است كه مىگويند وقتى جنسِ موضوع در تعريف محمول اخذ مىشود، نبايد اين جنس از موضوع علم