شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٩ - سخنى مفصّل در باب اختلاف و اشتراك علوم
كرده، بحث در أخص را جزء بحث در اعم نمىشمارد. بلكه بحث از أخص را علمى تحت بحث از أعم (و در مرتبهاى پايينتر از آن) قرار مىدهد.
توضيح
گفتيم كه مبادى برخى براهين گاهى در يك علم اعلا بيان مىشوند و گاهى در علوم متوسط. معلوم مىشود بين علوم، مراتبى وجود دارد و بعضى از علوم، «اعلى» و برخى «اسفل» محسوب مىشوند در اين فصل، شيخ به بيان مراتب علوم و نسبت بين آنها مىپردازد. علوم حقيقى، اختلافشان به اختلاف موضوعات آنهاست. اختلاف موضوعات دو گونه است: گاهى دو مفهوم متباين و بهگونهاى هستند كه مسائل مربوط به يكى از آنها، هيچ ربطى به مسائل مربوط به ديگرى ندارد. و گاهى موضوعات، جهات مشترك دارند. و گاهى موضوع دو علم، اختلاف حيثى با يكديگر دارند و در واقع، يك موضوع بيشتر نيست، ولى در هر علمى از يك حيثيتِ آن بحث مىشود. موضوع علم حساب، كم منفصل يعنى عدد است و موضوعِ علم هندسه، كم متصل است و اينها هيچ ربطى به هم ندارند و تداخلى بين آنها نيست. اگر موضوع يك علم، اعم و موضوع علم ديگر، اخص باشد، در اين صورت مشاركتى بين ايندو علم پديد مىآيد. مثل اينكه موضوعِ علم اخص، نوعى از انواعِ موضوعِ اعم باشد يعنى موضوع علم اعم، جنس باشد. و گاهى ممكن است موضوع اخص، بهوسيله عرضى، اخص از موضوع علمِ اعم باشد.
علم اخلاق و علم طبّ هر دو درباره انسان بحث مىكنند، امّا در علم طب، انسان از حيثِ صحت و مرض بدنى مورد بحث است و در علم اخلاق انسان از آن حيث كه داراى نفس ناطقه و قواى عملى است مورد بررسى قرار مىگيرد. گويا موضوعِ هر يك از ايندو علم، مركّب است: انسان بعلاوه حيثيت داشتنِ بدن و اعضايش موضوع علم طب است، و انسان بعلاوه حيثيتِ داشتنِ نفس و قواى عمليه آن، موضوع علم اخلاق است.
و امّا آنجا كه رابطه بين دو موضوع، اعم و اخص است، گاهى از قبيل جنس و نوع است و گاهى چنين نيست. مثلا مفهوم موجود كه موضوع فلسفه است، اعم از همه مفاهيم و موضوعاتِ علوم ديگر است، امّا براى آنها جنس نيست، بلكه لازمه آنهاست. رابطه جنس و نوع، در مثل موضوع علم هندسه كه مقدار است و موضوع مخروطات كه مجسمات يعنى نوعى از مقدارـ است، مصداق پيدا مىكند. و امّا موضوع علم موسيقى، نغمه و آهنگ است و نغمه، كيفيتى است كه عارضِ صوت مىشود و صوت، عرضى است كه عارض بر نوعى از