شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٨ - سخنى مفصّل در باب اختلاف و اشتراك علوم
علم حساب و هندسه كه هيچ موضوع اين يكى در موضوع آن يك داخل نيست ـ و يا همراه با تداخل است مثل اينكه يكى با ديگرى مشاركت در چيزى داشته باشند و اين بر دو گونه است: يا يكى از دو موضوع اعم است مثل جنس و ديگرى أخصّ است مثل نوع يا اعراض خاصّه نوع. و يا در هر يك از دو موضوع، يك شىء مشترك وجود دارد و يك شىء مختص، مثل علم طبّ و علم اخلاق، كه هر دو در قواى نفس انسان از آن جهت كه انسان حيوان است مشتركاند، ولى علم طبّ اختصاصاً در بدن انسان و اعضاء آن نظر مىكند، و علم اخلاق اختصاصاً در نفس ناطقه و قواى عملى آن.
متن
و أمّا القِسمُ الأوّلُ من هذين القسمَين فإمّا أنْ يكونَ العامُّ فيه عمومُه للخاصِّ عموم الجنس، أو عموم اللّوازم مثلُ عمومِ الواحِد و الموجود، و لنؤخِّرُ الآن هذا القسمَ. و أمّا الّذى عمومُه فيه عمومُ الجنسِ للنّوع فهو كالنظر فى المخروطاتِ على أنّها من المجسَّمات، و المجسّماتِ على أنّها من المقادير. و أمّا الّذى عمومُه كالجنسِ لعارضِ النّوعِ فمثلُ موضوعِ الطّبيعى و موضوعِ الموسيقى، فإنّ موضوعَ الموسيقى عارضُ نوع مِن موضوعِ العلم الطّبيعى.
و هذا القسم نقسِّمه على قسمَين: قسمٌ يجعل الأخصّ من جملة الأعمّ و فى علمِه حتى يكونُ النّظر فيه جزءاً من النّظر فى الأعمّ; و قسمٌ يُفرد الأخصّ من الأعمّ و لا يجعل النّظرَ فيه جزءاً من النّظر فى الأعمِّ، و لكن يجعلُه علماً تحته.
ترجمه
و امّا در قسم اول از ايندو قسم يا عموميت عام براى خاص از قبيل عموميت جنس است و يا مثل عموميت لوازم از قبيل واحد و موجود است. ما فعلا بيان اين قسم را بتأخير مىاندازيم. و امّا آنكه عموميتش از قبيل عموميت جنس براى نوع مىباشد مثل بحث از مخروطات به عنوان اينكه از مجسّمات است، و همچنين بحث از مجسّمات به عنوان اينكه از مقاديرند. و امّا آنكه عموميتش از قبيل عموميت جنس براى عارض نوع است مانند موضوع طبيعيات و موضوع موسيقى است، زيرا موضوع علم موسيقى عارضِ نوعى از موضوع علم طبيعيات است.
و اين قسم را به دو قسم تقسيم مىكنيم: يك قِسم، أخص را از جمله اعم و در علمِ اعم قرار داده، بحث در أخصّ را جزئى از بحث در أعم مىداند. و قسم ديگر، أخص را از أعمّ جدا