شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٧ - ـ چند نكته
تعريف، نقض دارد زيرا در هندسه مىگويند مساوات با دو قائمه از ذاتياتِ مثلث است، ولى ما مىبينيم اين خاصيت، مختص مثلث نيست و خود شيخ در همين كتاب برهان فرمود كه مساوات با دو قائمه از احكام و حالات زواياى خارج از متوازيين نيز مىباشد.
ب) برخى گفتهاند ذاتى باب برهان آن محمولى است كه وصفِ خود موضوع باشد نه وصفِ متعلَّق موضوع. توضيح اينكه گاهى محمولى را براى ذات موضوع اثبات مىكنيم و گاهى محمول وقتى بر موضوع بار مىشود كه اين موضوع همراه با چيز ديگرى باشد. مثلا اگر بگوييم جسم سفيد است، اين سفيدى اولا صفتِ سطحِ جسم است و ثانياً بر جسم حمل مىشود. پس سفيدى نسبت به سطح، محمول ذاتى است و نسبت به جسم، غريب و عرضى است.
ج) برخى مىگويند ذاتى باب برهان آن محمولى است كه يا بلاواسطه بر موضوع عارض شود و يا واسطه مساوى داشته باشد. و امّا اگر واسطه اعم يا اخص داشته باشد، عرض غريب است. اين نظر، تتميمى نسبت به رأى قبلى است. رأى قبلى مىگفت ذاتى نبايد واسطه داشته باشد ولى اين نظر مىگويد اگر واسطه، مساوى باشد، اشكالى ندارد. مثلا حركت ارادى، ذاتىِ انسان نيست چون واسطهاش حيوان است كه اعم از انسان است. همچنين ناطق براى حيوان ذاتى نيست چون واسطهاش انسان است كه اخص از حيوان است. امّا ضاحكيت براى انسان، ذاتى است چون واسطهاش تعجب است كه مساوى انسان است.
د) علامه طباطبايى(رحمه الله) در حاشيه اسفار فرمودهاند ذاتى، آن محمولى است كه به وضع موضوع، وضع مىشود و به رفعِ موضوع، رفع مىگردد.
هـ) خود شيخ(رحمه الله) مىفرمايد ذاتى، آن محمولى است كه يا خودش در تعريف موضوعش اخذ شود و يا موضوع يا يكى از مقومات آن در تعريف آن محمول اخذ شود. محمولى كه در حد موضوع اخذ مىشود همان جنس و فصل است كه ذاتى باب ايساغوجى است. و اگر بعكس گفتيم: بعض الحيوانِ انسان يا گفتيم: كل ناطق انسان، در ايندو مثال هم، محمول براى موضوع، ذاتىِ باب برهان است. عين همين تعريف شيخ(رحمه الله)، از كلمات خواجه طوسى در اساسالاقتباس هم به دست مىآيد.
ـ چند نكته
١ـ اگر به ظاهر كلامِ شيخ(رحمه الله) در تعريف اخير نگاه كنيم، لازمهاش اين است كه فقط جنس و فصل با نوع اين رابطه ذاتيّت را داشته باشند و نسبت به هم ذاتىِ باب برهان محسوب گردند.