شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٨ - ـ چند نكته
امّا مراد شيخ اين نيست زيرا خود ايشان تصريح كرده است كه مراد از مقومات، تنها جنس و فصل نيست و لذا وقتى گفته مىشود اگر يكى از مقوماتِ موضوع در حد محمول اخذ شود، آن محمولْ ذاتىِ موضوع است، اين بيان، موارد مقوّم را تعميم مىدهد. مثلا فطوست براى انف يك عرض ذاتى است چون وقتى فطوست را تعريف مىكنيم، انف را در حد آن اخذ مىكنيم با اينكه انف براى فطوست جنس نيست چرا كه فطوست عرض است و انف جوهر است و جوهر نمىتواند جنسِ عرض باشد. امّا از باب زيادة الحد على المحدود، انف در تعريف فطوست اخذ مىشود و اين هم از نظر شيخ، به عنوان مقوّم شمرده مىشود. از اين قبيل موارد در علوم مختلف، فراوان است. همچنين گاهى كيفياتى هستند كه عارض كميات مىشوند مثل انحناء و استقامت كه عارض خط و سطح مىشود. اگر بخواهيم خود اين كيفيت را تعريف كنيم و از جنس و فصل خودش استفاده كنيم، نهايتاً به جنس عالى كيف مىرسيم و اين مقوله ربطى به هندسه پيدا نمىكند، امّا گاهى از باب زيادة الحد على المحدود، در تعريف آنها از مقوله كمّ استفاده مىكنيم و مىگوييم انحناء و استقامت، كيفيتى است كه عارض خط يا سطح مىشود.
٢ـ نكته ديگر اين است كه وقتى مىگوييم عرض ذاتى آن است كه خود موضوع يا جنسِ موضوع در تعريف آن اخذ شود، مراد از اين جنسِ موضوع چيست؟ مثلا اگر موضوع علم، جسم باشد و اين جسمْ محمولى داشته باشد كه در تعريفِ آن، بايستى مفهوم جوهر را كه جنسِ جسم است اخذ كنيم، آيا در اين صورت باز هم محمول فوق، عرض ذاتى جسم ـ يعنى موضوع علم ـ محسوب مىگردد؟ اينجاست كه برخى از علماء منطق قيدى آوردهاند و گفتهاند، جنسِ موضوع نبايد فراتر از موضوعِ علم باشد، يعنى جنسِ موضوع و معروضِ عرض ذاتى، نبايد اعم از موضوع علم مورد بحث بشود. و لذا خواجه نصير طوسى(رحمه الله) مىگويد بهتر است در تعريف عرض ذاتى بگوييم، محمولى است كه يا خودش در تعريف معروضش اخذ مىشود و يا موضوع در تعريفِ آن اخذ مىشود، تا از موضوع علم، فراتر نرويم.
٣ـ نكته ديگر اين است كه برخى امور در بعضى از علوم، اصلا جنس و فصل حقيقى ندارند مثل محمولاتى كه در مسائل علم منطق يا فلسفه به كار مىروند مثلا «كلى» جنس و فصل ندارد زيرا ماهيت ندارد. در اين موارد بايد از آنچه كه به منزله جنس يا فصل است استفاده كنيم. معقولات ثانيه فلسفى كه از محمولات فلسفه هستند و يا معقولات ثانيه منطقى كه از محمولاتِ مسائل منطق مىباشند، جنس و فصل حقيقى ندارند، ولى مىتوان براى آنها مفاهيمى