شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩ - تركيب صغراى غيرضرورى با كبراى ضرورى در انتاجِ ضرورى
مقدمات ضرورى بحسب وقتى نتيجه يقينى آيد بحسب آنوقت، و از مقدمات غيرضرورى نتيجه غيرضرورى»[١]
تركيب صغراى غيرضرورى با كبراى ضرورى در انتاجِ ضرورى
ممكن است گفته شود ما مىتوانيم از تركيب ضرورى با غيرضرورى به نتيجه ضرورى دست يابيم. خواجه نصيرالدين طوسى به اين نكته عنايت داشته مىفرمايد:
«اگر گويند در باب قياس از صغرى غيرضرورى با كبرى ضرورى نتيجه ضرورى آمده است، پس چرا نشايد كه بهرى مقدمات برهانْ غيرضرورى بود. گوئيم: آن انتاج اگر يقينى بود هم بقوّت برهانى باشد مشتمل بر دو مقدمه ضرورى. مثلا در اين صورت كه گوئيم: انسان ماشى است باطلاقِ غيرضرورى و ماشى حيوانست بضرورت، كبرى اگر نه بسبب علت دانيم يقينى نبود و بعلت چنان توان دانست كه چون دانند صدور مشى از حيوان مقتضاء طبيعتى است مقارن او، پس دانسته باشد كه هر چه از شأن اوست كه ماشى بود حيوان بود و صغرى چنين بايد كه انسان است كه از شأن او باشد ماشى بودن. و چنين صغرى هم ضرورى بود در اين موضع، چنانك بيان كنيم. و اوسط طرفين را ذاتى باشد. و اگر چه يكى را بمعنئى ديگر بود، پس قياس برهانى بود. اما اگر صغرى وجودىِ محض باشد و اگر چه بحسب صورت، چنانك در قياس گفتهايم نتيجه ضرورى آيد، اما بحسب ماده نتيجه يقينى نتواند بود، چه اگر مشى علت حيوانيت انسان بود لازم آيد كه در آن حال كه ماشى نبود حيوان نبود، از بهر آنك چون علت مرتفع باشد معلول مرتفع تواند بود و در باب قياس نظر مقصور است بر حال صورت، و در اين موضع شامل هر دو اعتبار بايد. پس بايد كه مقدمات و نتايج بر آن وضع باشد كه طبع اقتضا كند فى نفسالأمر تا مطابق وجود باشد. و انتاج ضرورى از غيرضرورى مقتضاء طبع نبود، مانند انتاج صادق از غيرصادق. و اگر چه اين مقدمات به اعتبار صورت متناول نتيجه و مستلزم او باشد، چه فرق است ميان آنك مقدمات بضرورت انتاج حكمى كند كه آن حكم باتفاق ضرورى بود، و ميان آنك مقدمات بضرورت انتاجِ ضرورى بودن حكمى ضرورى كند و اوّل اگر چه علمى بود، اما نه برهانى بود، و دوم برهانى بود»[٢]
[١] اساسالاقتباس، ص ٣٨٩ [٢] اساس الاقتباس، ص ٣٨٩ و ٣٩٠.