شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣ - توضيح اِشكال و جواب
كذلك أيضاً. ولكنْ إنّما يُمنَعُ هاهنا أنْ يَخلُوَ شىءٌ من الموضوعِ عنِ المحمولِ زماناً إذا أخَذْنا الموضوعَ بالشَّرطِ الّذى تَصدُق معه الضَّرورةُ، و كانَ هناك كذلك أيضا. و هذه المقدَّمةُ تُستَعملُ فى البرهانِ مَع حذفِ جهةِ الضَّرورةِ ولكن تُنوى. و إنَّما تكونُ مطلقةً بالحقيقةِ إذا حُذِفَت و لَم تُنْوَ، بل نُظِرَ إلى الوُجودِ فقط. فَقَد انحلَّتْ هذه الشّبهةُ العَويصةُ.
ترجمه
به بيان ديگر در اين زمينه چنين مىگوييم: آنچه در اينجا (كتاب برهان) دوام يا عدم دوام حكم در آنْ لحاظ مىشود غير از آن است كه در كتاب قياس ايندو امر در آن لحاظ مىشد.
در آنجا اين امر بين دو حدِ مطلوب (اصغر و اكبر) به نحو اطلاقْ ملاحظه مىشد: مثلا ذاتِ شىء أبيض و ذاتِ رنگِ مفرِّق بصر در نظر گرفته مىشد و نسبتِ محمول به ذاتِ موضوع از حيث ذاتْ مورد ملاحظه قرار مىگرفت. و اما در اينجا (كتاب برهان) اين امر در جانبِ شرطى براى موضوع لحاظ مىشود و آن اينكه: مادام كه ذات موضوع متصف به صفتِ أبيض باشد. و در آنجا چنين شرطى نبود، بلكه مطلق بود، چرا كه محمول (مفرّق للبصر) دائماً عارض ذات موضوع نمىشود، بلكه فقط در هنگام اتصافش به أبيض، عارض مىشود. پس چنين نبود كه هر چه موصوف به أبيض است، مادام كه ذاتش موجود است داراى رنگِ مفرِّق بَصَر باشد، بلكه فقط تا زمانى كه أبيض است، چنين مىباشد. پس محمول «داراى رنگ مفرّق بَصَر» در همه اوقات بر ذاتِ متصف به أبيضْ حمل نمىشود، بلكه فقط در وقت خاصى است. امّا در اينجا (كتاب برهان) ممنوع است كه مصداقى از موضوع، در يك زمانى از محمول خالى باشد، اگر موضوع را همراه با شرطى لحاظ كنيم كه ضرورت با وجود آن شرطْ صادق است. و چنين مقدمهاى هرچند با حذف جهت ضرورت در برهان به كار مىرود، امّا مىبايست آن جهتْ مدّ نظر باشد. و اگر جهت ضرورت حذف شود و مورد نيّت هم نباشد و فقط به وجود نظر شود، آن قضيه حقيقتاً مطلق خواهد بود. پس اين شبهه پيچيده بدين ترتيب حل شد.