شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٦
و در علوم جزئيه اتفاق نمىافتد كه دو علم با هم در مسئله واحد برهان لمّى ارائه دهند. و ما بعداً علت اين امر را بيان خواهيم كرد. ما به زودى روشن خواهيم ساخت كه علل چند تا هستند و چگونه به عنوان حد وسط قرار مىگيرند. و وقتى به عنوان حد وسط أخذ مىشوند چگونه بايد باشند تا برهان تام اعطا نمايند.
و امّا در اينجا فى الجمله مىگوييم كه سببها چهارتايند: مبدأ حركت، يعنى فاعل و آنچه در زمره فاعل است ـ موضوع و آنچه از قبيل آن است ـ صورت و آنچه حكمِ صورت دارد ـ و غايت كه به معناى تماميتى است كه آنچه واقع مىشود به خاطر آن است، و مبدأ حركت ومانند آن به سوى آن غايت سوق مىدهند.
توضيح
گاهى مسئله يك علم مىتواند مفيد لمّيت و عليّت براى مسئلهاى در علم همرتبهاش باشد. يعنى همانگونه كه علم اعلى مفيد لميّت در علم اسفل است، در دو علم همرتبه نيز ممكن است يكى مفيد لميّت براى علم ديگر باشد. مثلاً حساب و هندسه همرتبه هستند و در عين حال، برخى از مسائل هندسه بايد براساس مقدمات حساب اثبات شود. مثلاً مقاله دهم از كتاب اقليدس مشتمل بر مسائلى از هندسه است كه بدون علم حساب قابل اثبات نيست.
شيخ مىفرمايد: در دو علم جزئى امكان ندارد كه هر دو نسبت به يك امر مفيد برهان لمّ باشند. البته بحث از علت و اقسام آن، مربوط به فلسفه است. ولى اجمالا سرّ مطلب اين است كه ما چهار نوع علت داريم: مادى، صورى، فاعلى و غايى. بعضى موجودات هر چهار علت را دارند ولى بعضى، فقط دو علت دارند. مراد از «موضوع» در كلام شيخ(رحمه الله)، علت مادى است. علت صورى معمولا در جايى است كه معلولْ مركب از دو جوهر باشد: يكى ماده و يكى صورت كه هر دو جوهرند. ولى در اينجا معنايى از صورت لحاظ شده كه شامل اعراض هم بشود و لذا از تعبير «و ما يجرى مجراه» استفاده شده است. علتهاى فاعلى، غايى، مادى و صورى را به ترتيب علتِ «ما منه، ماله، مافيه و ما به» مىگويند. در مجردات تام، سوق و حركت راه ندارد و لذا غايت به معناى منتهاى حركت و «ما يسوق اليه الفاعل» نيست و لذا تعبير «و ما يجرى مجراه» به كار رفته است.