شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٨ - ـ اشكال
اليقينُ ثابتاً حقيقياً كليّاً على ما أوضحناه قبلُ. و إن كان عُرفَ، فإنّما اكتسب اليقينُ بقياس العلّةِ. و هذا المشىُ يكاد أن يكون من الأعراض الذّاتيةِ بالانسان[١] من وجه، و بالحيوان[٢] من وجه آخر على ما قيل فى الأبواب المتقدمة. فيكون إنّما صارَ هذا القولُ برهانيّاً لأنَّ الأوسطَ فيه عرضٌ ذاتىٌ ـ و هو المشىُ.
ترجمه
اگر گويندهاى بگويد كه يقين مزبور زائل نمىشود هر چند كه حد وسط زائل گردد، چون اينكه مىگوييم: هر راه روندهاى حيوان است، بدين معناست كه هر چيزى كه موصوف باشد به اينكه در يك وقت متصف به مشى است، آن چيز دائماً حيوان است ـ مادامى كه ذاتِ موضوع براى موجود باشد. پس هر چيزى كه فى الجمله موصوف به مشى باشد يقيناً حيوان است گرچه فعلا راه نرود، همانگونه كه در كتاب قياس معلوم شد. بنابراين صغرى قضيه وجوديه و كبرى قضيه ضروريه است. زيرا حمل حيوان بر هر موصوفِ به راه رفتن ـ گرچه در پارهاى از زمانها راه رود ـ ضرورى است، و همانطور كه معلوم شد، نتيجه حاصل از ايندو قضيه، ضرورى است.
جواب اين است كه قول مزبور از آن جهت مفيد يقين است كه بالقوه به قياس برهانى باز مىگردد و اگر اين قياس نباشد افاده يقين نمىكند. و اين به خاطر اين است كه كبراى ضروريهاى كه ضرورت آن به گونه ضرورت كتاب قياس است و نه ضرورت كتاب برهان، يعنى اين قول كه هر راه روندهاى ضرورتاً حيوان است، در حقيقت به اين معناست كه: هر چيزى كه از شأنش آنست كه راه برود، ضرورتاً حيوان است. حال از دو صورت خارج نيست: يا از راه علت معلوم گرديده كه هر چيزى كه راه رفتن از شئونش باشد، حيوان است و يا اين مسئله از راه علت دانسته نشده است. اگر از راه علت و كشف چرايى معلوم نشده باشد، يقينِ حاصلْ ثابت و حقيقى و كلى نخواهد بود، چنانكه قبلا اين مطلب را توضيح دادهايم. و اگر از راه علت باشد پس يقين از طريقِ قياسِ علت كسب گرديده است. و اين مشى (راه رفتن) از حيثى مىتواند از اعراض ذاتيه انسان شمرده شود و از حيثى از اعراض ذاتيه حيوان، همانطور كه در ابواب گذشته گفته شد. پس اين كلام (قياس) فقط از اين حيث برهانى مىشود كه حد اوسط در آن يعنى مشى، عرض ذاتى است.
[١]للإنسان (ظ) [٢]للحيوان (ظ)