فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٠٧ - شكنجه با ميخ
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ ....
حشر (٥٩) ٢٣
مُهِين/ اسماوصفات
اين صفت فعلى الهى از باب افعال [اهانت] به معناى خوار و سبك شدن است. اين صفت فعلى يك بار در قرآن بهكار رفته است. [١] اين صفت الهى به صورت اسمى نيز در ادعيه آمده است. [٢]
... وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ.
حج (٢٢) ١٨
ميانهروى---) اعتدال
ميّت---) مردگان
ميته---) مردار
ميثاق---) عهد
ميخ
معمولًا ميلهاى فلزى كه يك سر آن باريك و تيز و سر ديگر آن پهنتر و يا داراى كلاهكى است و آن را براى متصل كردن دو قطعه تخته يا فلز به كار برند و يا براى آويختن چيزى از وى بر ديوار و درخت و غيره كوبند. [٣] در اين مدخل از واژههاى «اوتاد» جمع «وتد» و «دسر» جمع «دسار» استفاده شده است.
تشبيه به ميخ
١. كوهها، مانند ميخهاى مستحكم با رسوخ در زمين، مانع لرزش آن:
وَ الْجِبالَ أَوْتاداً [٤].
نبأ (٧٨) ٧
شكنجه با ميخ
٢. ميخ، از وسايل شكنجه در حكومت فرعون:
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ [٥].
ص (٣٨) ١٢
وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ [٦].
فجر (٨٩) ١٠
[١] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ٢، ص ١٥٦٨.
[٢] . المقام الاسنى، ص ٩٥، جنة الامان، ص ٣٥٨.
[٣] . لغت نامه، ج؟، ص ١٩٣٩٩، «ميخ».
[٤] . «اوتاد» جمع «وتد» يعنى ميخها. تشبيه كوهها به «ميخ» به اين لحاظ است كه آرامش و استحكام زمين و از هم نپاشيدن آن وابسته به وجود كوهها است، زيرا بدون كوهها، حركت لايه هاى زمين به روى يكديگر و پيدايش زلزله هاى فراگير، آرامش و استقرار آن را به هم مىزند. برخى از مفسران گفته اند: همان طور كه ميخها موجب استحكام غير خودشان هستند، كوهها نيز سبب استحكام زمين اند. (التفسير المنير، ج ٣٠، ص ٨؛ الميزان، ج ٢٠، ص ١٦٢).
[٥] . از سدى، ربيع بن انس، و مقاتل و كلبى نقل شده است: فرعون مخالفان خود را با ميخ شكنجه ميكرد، بدين سان كه هر گاه نسبت به كسى غضب مىكرد دستها، پاها و سر او را بر زمين ميخكوب مىكرد. (مجمع البيان، ج ٧- ٨، ص ٧٢٩).
[٦] . گفته شده هر گاه مىخواست كسى را شكنجه كند پاهايش را با چهار ميخ روى زمين مىكوبيد و او را به همان حال رها مىكرد تا بميرد. (مجمع البيان، ج ٩- ١٠، ص ٧٣٩؛ الكشاف، ج ٤، ص ٧٦).