آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
دست آنها صورت گرفت همان سربازها بودند؛ ولی سربازها تحت فرماندهی یک فرمانده به نام خالد ولید بودند و خود خالد ولید و چندین نفر دیگر در جاهای دیگر، باز تمام اینها تحت فرمان یک قدرت بالاتر و بزرگتری بودند. این را در علم فصاحت و بلاغت میگویند: اِسناد مجازی و اِسناد حقیقی؛ و مثال میزنند به: فَتَحَ الاَْمیرُ الْبَلَدَ. یعنی امیر این شهر را فتح کرد؛ و حال آن که امیر، بسا هست که خودش در خیمه نشسته و این سربازها هستند که فتح میکنند.
اینجا هم همین طور است. ما ملَک وحی داریم و ملائکه وحی؛ یعنی در حالی که وحی به وسیله جبرئیل نازل میشود، ملائکهای هم که جنود جبرئیل هستند با او نازل میشوند. و لهذا قرآن اینجا میفرماید: بِاَیدی سَفَرَةٍ. در دست سفیرانی، رسولانی، ملائکهای. کرامٍ که بزرگوار هستند و کریمند. بَرَرَةٍ و نیکعمل و نیکرفتارند. قرآن چنین چیزی است: اِنَّها تَذْکرَةٌ. فَمَنْ شاءَ ذَکرَهُ. فی صُحُفٍ مُکرَّمَةٍ. مَرْفوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ. بِاَیدی سَفَرَةٍ. کرامٍ بَرَرَةٍ. این تذکرات از این مقامات عالی آمده تا به اینجا رسیده. خدای متعال چقدر به بشر عنایت داشته است که این وسیله بیداری را برایش فرستاده! حالا او ناز میکند که من بیدار میشوم، عمل میکنم، یا عمل نمیکنم. میخواهد بیدار شود و عمل کند، میخواهد عمل نکند. عمل کند به سود خودش است، عمل نکند به زیان خودش است.
قُتِلَ الاِْنْسانُ ما اَکفَرَهُ. کشته باد انسان، چقدر کافر است! این نعمت قرآن به این عظمت را، این نعمت بزرگ را، این انسان چقدر کافر است! این مثل همان «مرده باد»ی است که ما میگوییم؛ یعنی یک تعبیر است. وقتی میخواهند نهایت کافرْ نعمتی را ذکر کنند، به این صورت ذکر میکنند.